حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
208
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
آن فرمود ، او را كفتند كه : در كذام موضع بنا نهيم ؟ گفت : افراسراكان ، يعنى : بر سر كوهى كه از آن رودخانه مىآيد . پس اين ديه را بنا كردند ، و سركان نام نهادند ، پس مردم بمرور ايّام كفتند سكّان . دود آهك : جنين كويند كه : اين ديه آتشكذهء بوده است ، و بذان آتونها « 1 » بودهاند ، و در آن آجر و كچ و آهك پختهاند ، و دود آن به آسمان بررفته ، و مردم كفتهاند : دود آهك ، و بذين سبب آن را دود آهك نام نهادند . و نيز كويند كه : جون اردشير از اصفاهان باز كرديد ، و بخانشاه نزول كرد ، و از آنجا بدود آهك آمد ، و در آنجا بحمّام رفت ، و از دود و نتن « 2 » آهك بتنك آمد ، كفت : اين چيست ؟ كفتند : دود آهك ، پس آن را دود آهك نام نهادند . و نيز كويند كه : چون اردشير از اصفاهان بازگرديد ، و بخانشاه نزول كرد ، راوى كويد كه جون اردشير بموضع خانشاه ، حرزى و حاجزى و مانعى ميان اردوان ملك « 3 » ، و ميان حيازاتى « 4 » كه از شهرها جمع كرده بود بديد كرد ، و بهمدان رفت ، و ملك « 5 » آنجا را بكشت ،
--> ( 1 ) . در حاشيه اين كلمه در نسخه اصل آمده است : ( دم و گلخن ) ، كه مقصود جايگاه آتش مىباشد . و در صحاح الفرس آمده است : گلخن : مزبله باشد ، يعنى تون گرمابه . ( 2 ) . نتن : ( به فتح نون و كسر تاء و سكون نون دوم ) بوى نامطبوع . ( 3 ) . اردوان چهارم اشكانى ، آخرين پادشاه از سلسله پادشاهان اشكانى بود ( ح سال 213 - 224 م ) كه اردشير بابكان به جنگ او رفت ، و در دشت هرمزدگان بر او چيرهء شد ، و او را بكشت ، و آنگاه خود را ( در 28 آوريل 224 م ) شاهنشاه ناميد . ( همداننامه : 70 ) . ( 4 ) . جمع غير قياسى حاز ، يحوز ، حيازة ، به معناى مستملكات از شهرهايى كه به حوزه نفوذ و سيطرهء درآمده باشد . ( 5 ) . به گفته برخى از محققين نام اين پادشاه « فرّخان » كه احتمالا يكى از فرزندان اردوان بوده مىباشد .