حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
203
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و أيضا : اين هر دو ديه را كوشكى است بلند و محكم . جروندكان : جروند فارس آن را بنا كرده است ، و بذين ديه رزهااند « 1 » ، و كوشكى حصين ، و كاريزى كه آن را . . . « 2 » كويند ، جون « 3 » نميدانند كه بانىء آن كه بوده است . و آن ديه بر ده سهم نهادهاند ، و در قديم آن را قلعه نبوده است ، درين اواخر بنا كردهاند . و راوى كويد كه : دخل اين ديه هزار هزار دينار بوده است ؛ بواسطه معمورى و پاكى و زيادتى زمين ، و ريع « 4 » آن . ورزنه : بانى آن نميدانند كه بوده است ، و كويند كه زمين آن صد جريب است ، از آن صد كس ، هر كسى را يكى . و بسيار آب بوده است ، جنانج از هر جريبى آن قدر حاصل شده است ، كه صاحبش بذان معاش كرده است . رستاق جهرود « 5 » : بيب بن جودرز « 6 » آن را بنا كرده است ، و آن را ويرود نام كرده است ، بعد از مدّتى ديكر كه رود گفتند ، بعد از آن معرّب كردانيدهاند و كفتهاند جهرود . جيوه : ايضا بيب بن جودرز بنا كرده است ، و جيوه اوّل ضيعهء است كه بجهرود بنا كردهاند .
--> ( 1 ) . احتمالا به معناى كشاورز يا باغبان . ( 2 ) . در تمام نسخهها نام كاريز بياض است . ( 3 ) . در اصل : جوان . ( 4 ) . ريع : محصول . ( 5 ) . يكى از چهار ناحيه ساوه ، كه نام آنها را لسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية » به نقل از حمد اللّه مستوفى آورده است . جهرود در شمال غربى جاده اراك - قم ، و در نزديكى تفرش قرار دارد ، و بيشتر ساكنان آن از خلجها مىباشند . خواجه نصير الدين طوسى رحمه اللّه منسوب به اين ناحيه است . ( 6 ) . معرّب گيو بن گودرز است ، كه پيشتر درباره او به تفصيل سخن رفت .