حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
201
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
هيچ كس قادر نيست كه بر آنجا رود - جوسقى « 1 » بنا كرده است مثل منارهء ، درازى آن سى كز ، و بر سر آن نيزهء دراز نشانده است ، و بر سر آن دو مورش « 2 » آويخته است ، يكى منع برق و سرما مىكند ، و يكى منع بادها ، باذن اللّه تعالى و قدرته . و از يكجانب اين ديه موضعى است كه آن را سلمور كويند ، بر كوهى بلند . و كويند كه : آن دژى بوده است اسكندر آن را خراب كرده است . و در برابر اين كوه چشمهء هست ، و آب آن كرم ، كه هر كس را كه بيمارى و علّتى سرد باشد ، يا بادى در اعضآىء او باشد ، جون خود را بذين آب بشويد بقدرت خذاى عزّ و جلّ شفا يابد . و از اطراف و جوانب كسانى را كه كر « 3 » و علّتى سرد بودى ؛ بذين چشمه قصد مىكردند ، و بذين آب غسل مىنمودند و شفا مىيافتند . راوى كويد كه : برون « 4 » تركى أمير قم ، در سنهء ثمان و ثمانين و مائتين هجريّه « 5 » - ، و بروايتى ديكر سنهء ثلاث « 6 » - قصد اين چشمه كرد ، و كرد بر كرد اين چشمه كاروان سرآئى بنا نهاد ، تا مردمانى كه بسبب دوا قصد اين آب كنند ، درين كاروانسراى فرود آيند ، و اثر
--> ( 1 ) . جوسق : معرّب كوشك . ( 2 ) . مورش : مهرهء كوچك و ريز كه زنان به رشته كشيده ، و از آن دستبند و گردنبند سازند ، و به تازى خرز گويند ( برهان قاطع : ماده مورش ) . ( 3 ) . گر : كچلى . ( 4 ) . برون يا بيرون ، از امرا و فرماندهان ترك لشكر عباسى ( در قرن سوم هجرى ، و دورهاى كه تركان بر لشكر و دار الخلافة چيره بودند ) وى در سال 288 هجرى به قم لشكركشى نمود ، و چندى نيز امارات قم را به عهده داشت ، وى در اين لشكركشى يكى از آتشكدههاى كهن زرتشتيان را به ديه مزديجان ( در غرب قم كنونى كه به شاه جعفر مشهور است ) ويران نمود . « تاريخ قم : ذكر بعضى از آتشكدههاى ناحيت قم . مختصر البلدان : 247 ، تربت پاكان : 2 / 35 » . ( 5 ) . سال 288 هجرى . ( 6 ) . سال 283 هجرى .