حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
199
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
الهام شما كردهاند ، يا جون بزرك شديد ، و از اهل دانش و عقل كشتيد ، اين شغل بياموختيد ؟ كفتند : ما آموختهايم در حالت بزرگى و عقل . شيخ [ گفت ] : چكونه شما كه اهل عقل و فكريد ، روا ميداريد از براى خود كشتن و غارتكردن ، و از ديكران روا نمىداريد ، و فرزندان و آنها كه در شكم آبستناناند شما را از كجا معلوم شده است ، كه ايشان كافراند ، و كافر خواهند بودن ؟ پس بعضى ازيشان تصديق سخن مجوسى « 1 » كردند ، و بعضى تكذيب او ، و متفرّق شدند ، و بعضى كشتن اطفال حرام كردند ، و بعضى بر آن بأستادند ، پس اين ديهء را از بهر آن مقطّعه نام كردند ، كه اين طائفه ازينجا از يكديگر منقطع شدند ، و متفرق كشتند . و آن مجوس را طلب كردند تا او را بكشند ، كه در ميانهء ايشان تفرقه انداخت ، و ايشان را پراكنده كردانيد ، او را نيافتند ، و برو قادر نشدند . ميم « 2 » : راوى گويد كه : اين ديه را بذان سبب ميم نام نهادند ، كه يكى از أكاسره « 3 » بفرمود تا كه از مواضع متفرقه ، جند خروار خمر جهت او بياوردند « 4 » ، و برو عرض كردند ، و او از هر جائى بعضى بياشاميد ، و خمر ميم را پسند كرد ، و كفت به زبان عجم : مىأم ، يعنى خمر
--> ( 1 ) . در نسخه اصل : مجوس . ( 2 ) . ميم ( به كسر ميم نخست و فتح ياء و سكون ميم دوم ) ، از روستاهاى واقع در بخش كوهستانى قم كه در جنوب شرقى قم مىباشد ، اين روستا بنا بر تقسيمات ادارى كهن قم در بخش ( قهستان و وازكرود ) واقع بوده ، و در تاريخ قم آمده است : ( ميم : از قراء قديم قم ، كه شراب آن مشهور و مرغوب بوده است ) ، « نگاه كنيد به : تربت پاكان : ج 2 / 189 » . ( 3 ) . أكاسره جمع كسرى ، و كسرى معرّب خسرو مىباشد ، از اين رو معناى ( أكاسره ) خسروان مىباشد . ( 4 ) . در نسخه چاپى : بياورند .