حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

196

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

سراجه « 1 » : راوى گويد كه : بذين موضع قطعا و اصلا عمارت نبوده است ، اوّل عمارتى كه درو بنا نهادند سرايكى بود ، كفتند سرايجه ، بعد از آن معرّب كردند ، و كفتند سراجه . دينجان « 2 » : معنى آن ده انيان است ، يعنى ديهء شجاعان ، و درين ديه از فرزندان عجم قومى بوده‌اند كه بشجاعت منسوب بوده‌اند ، و نى به زبان عجم شجاع باشد ، و ده يعنى قريه ، پس ده‌انيان ، يعنى ده شجاعان . نواران : چنين كويند كه اوّل ديه از ديهآى سراجه كه بنا نهادند ، اين ديه بوده است ، ازين جهت كفتند : نواران . خرزاد « 3 » جرد : ابن مقفع « 4 » كويد كه : اين ديه مردى از عجم ، نام او خرزاد بنا كرده است ، و او را خرزادگرد نام نهاده است ، پس تخفيف كردند و كفتند : خرزادجرد .

--> تعدادى روستا ميان قم و همدان مىباشند ، از آن جمله : جرجين ( - گرگين / و نون ) ، هرمز ، و هلمان ( - بهرامان ) و برذين ( - وردان / بردان ) ، مثلا ميلادجرد ( گرد / كرد - آباد ) را ميلاد بن جرجين بن ميلاد ساخته است . كى بن ميلاد سازنده « كمج » احتمالا فرزند مهرداد / ميترادات دوم اشكانى ( 124 - 90 ق م ) فرمانرواى غرب ايران ( - مادستان ) بوده است . ( 1 ) . از روستاهاى حومه شمال شرق قم ، كه همچنان با همين نام پابرجاست ، و امروزه در شمال منتهى اليه مشرق خيابان شاه سيد على قرار دارد . ( 2 ) . از روستاهاى دشت سراجه در شمال شرق قم . ( 3 ) . در اصل : خزاد ، كه صحيح آن « خرزاد » مىباشد ، چنان كه مصنّف در ادامه بدان اشاره مىكند . و « جرد » به فتح جيم ( - گرد / كرد ) به معناى « آباد » مىباشد . ( 4 ) . محدّث مشهور ، حاج شيخ عباس قمّى در « هدية الأحباب : ص 102 » آورده است : ابن المقّفّع : ( عبد اللّه الفارسى ، منشى ، اديب . گويند در اصل بر ملت مجوس بوده ، اسم او روزبه بود ، لكن مانند ابن أبى العوجا و ابن الاعمى در طريق زندقه بودند ، و او يكى از اشخاصى است كه عالم بلغت عربى و فارسى بوده ، و كتبى را از فارسيّه بعربيت نقل كرده ، كه از جمله : كتاب مزدك ، كتاب كليله و دمنه است ) ، در حدود سال 145 قمرى سفيان بن معاويه مهلّبى امير بصره او را در تنور انداخت و بسوزانيد .