حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

180

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

همدانى « 1 » ، و غير او ، بذيشان منتقل شده بودند ، و آنج از ناحيت اصفاهان با حوزهء خود

--> ( 1 ) . خاندان « بنو سلمه » يكى از عشاير عرب مهاجر به ايران ، و ساكن در منطقه جبال و بويژه در منطقه ميان قم و همدان بودند ، و در دوره‌اى در قرن دوم هجرى رياست شهر همدان را عهده دار بودند ، استاد دكتر پرويز اذكائى درباره اين خاندان ، و ريشه و تبار و اعلام و شخصيتها ، و نقش آنان در تحولات منطقه جبال تحقيق عالمانه و مفصّلى نموده است ( همدان نامه : ص 354 - 344 ) كه به طور فشرده به بخشى از آن اشاره مىشود : ( يكى از طوايف عرب كوچيده به همدان ، خاندان « بنو سلمه » بود ، امير المؤمنين عليه السلام پس از جنگ صفين ( 37 ق ) عمرو بن سلمه را به كارگزارى همدان گماشت ، قويا احتمال مىدهيم كه هم وى سر دودمان طايفه عرب « بنو سلمه » همدان ، و جدّ رؤساى آنجا ( تا نيمه سده 3 ق / 9 م ) بوده باشد . اما زنجيره تبارى عمرو بن سلمه را كسى ياد نكرده ، تنها ما گمان مىبريم يعلى بن عامر بن سلمه بن ابى بن سلمى بن ربيعه بن ريان بن عامر ، كه بر خراج رى و همدان و ماهين گمارده شد ، همانا از تبار ضبّه بن أدّ طانجى ( يعنى ضبّى ) بوده است . مؤرخان به روايت از عمرو بن يحيى بن عمرو بن سلمه ( يا هم از يحيى بن سلمه ) چنين ياد كرده‌اند ، كه على بن أبى طالب عليه السلام پس از جنگ صفين همراه با مردم به سراپرده يزيد بن قيس أرحبى يمانى - كه از سخنوران و دلاوران بود - درآمد ، دستنماز گرفت و نماز گزارد ، پس او را بر رى و همدان و اصفهان امير ساخت ، اما چون وى در همان سال ( يعنى سال 37 ه ) درگذشت ، عمرو بن سلمه را ولايت همدان داد ، از اين رو ما گمان مىبريم كه خاندان كارگزار « بنو سلمه » در همدان ، حسب قرائن بايستى از هواخواهان امام على عليه السلام و بسا شيعى بوده‌اند . ناصر الدين كرمانى در « نسائم السحر : ص 79 - 80 » مىگويد : « بنى سلمه در همدان طايفه‌اى بودند كه در آنجا توطن نمودند ، و دروازه « عبد العزيز » را در همدان آنان ساختند ، و به ايشان منسوب است ، كتابخانه ايشان در آن شهر آوازه‌اى داشته ، چنان كه أبو تمّام طائى در خانه آنان فرود آمد و كتاب « الحماسة » را تأليف كرد . حسن بن محمد بن حسن قمى در بيان رساتيق و ضياع و توابع قم و همدان اشاراتى ديگر به بعض اعضاء اين خاندان دارد ) . مصنف تاريخ قم درباره سلمه كه از يك چشم بىبهره بوده است مىگويد : او عامل رشيد بر جبل ( منطقه كوهستانى غرب ايران ) ضيعه و ديه‌هاى ميان قم و همدان داشت ، و همواره از قلّت دخل و گرانى خراج آن شكايت داشته است ، تا آن كه آنها را به ابتياع شرعى به اشعريان قم مىفروشد ، و از آن پس خراج اين ديه‌ها از صورت خراج