حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

173

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و تفسير رستاق : بحيازة كرده است ، يعنى دو سه ناحيت كه به جنب يكديكر باشند ، و اسم رستاق بر مجموع آن جارى كردانند ، و كويند : رستاق فلان . و تفسير طسّوج : بناحيت كرده‌اند » . و حمزه « 1 » در كتاب اصفاهان ياد كرده است كه : « تكوير « 2 » قم بر چهار رستاقست ، از جملهء رساتيق اصفاهان ، و چند ديه ديكر از ديكر رستاقهاى اصفاهان ، و بيشترين آن ديها از رستاق قاسان و ثيمره‌اند ، و رستاقهآىء ديكر از همدان و نهاوند . و از رى ، با وجود آنك بنزديك قم است ، هيچ چيز از آن با قم اضافت نكرده‌اند ، سبب آنك بيابانها و شورستانها ميان قم و رى واقع‌اند ، و ديهآىء ايشان به يكديكر متّصل نبوده و نيست . رستاقهآىء چهاركانهء اصفاهانى : رستاق كميدان ، رستاق أناربار ، رستاق ورّه ، رستاق ساوه . و مراد برستاق ساوه ، شهر ساوه نيست كه از كورهء همدان است ، بل كه غير آن است ، و اليوم « 3 » شهريست كه آن را ميلاد جرد « 4 » ميخوانند . و اين دو رستاق ساوه مىخوانند ، يكى از رستاق اصفاهان بوده است ، و آن ديكر از همدان . و حدّ اين هر دو رستاق بيكديكر متّصل است ، و هر دو را ساوه ميخوانند . و فرق « 5 » ميان ايشان باصفاهان و همدان است ، و چنين كويند كه : ساوهء اصفاهان ، و ساوهء همدان . و مثل اين بسيارست ، چنانج دو رستاق

--> ( 1 ) . حمزة بن حسن اصفهانى ، نويسنده كتاب اصفهان . ( 2 ) . كوره و شهر گردانيدن . ( 3 ) . يعنى سال 378 ق ، كه سال تأليف كتاب تاريخ قم است . ( 4 ) . ميلاد ( - مهرداد ) ، و جرد به معناى آباد است ، يعنى مهردادآباد ، و به گفتهء استاد پرويز اذكائى ( ساوه‌نامه : ص 22 ) ، اين نام از اسامى خاص پارتى است ، يعنى سلسلهء اشكانى است كه دولتى نامتمركز و ملوك الطوائف بود . ( 5 ) . يعنى راه تشخيص ميان اين دو رستاق ، پسوند نسبت هر كدام به همدان يا اصفهان است .