حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

162

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

فروخت ، و حوالة و هبه بذان كرده‌اند ، و اصول املاك خود بذان محافظت نموده‌اند . و قيمت مستقه صد و بيست دينار بوده است ، و زيادت كرده‌اند تا به دويست دينار رسيده ، و بهر مستقهء ده دنيار بديوان رسانيده‌اند ، و از هر ده دينار دو دينار اكره « 1 » داده‌اند » . و همچنين : اين آب را قيمت و بهآ بوده است ، تا آنكاه كه جيل « 2 » و ديلم بذين نواحى غلبه كردند ، ديوان آب باطل شد ، و اقطاعات « 3 » بنهادند ، و آب را قيمت نماند ، تا غايت كه چندين مستقهء آب به هيچ نميخريدند . * * *

--> ( 1 ) . كرى ، يكرى : لايروبىكردن جوى و نهر ، و أكر ، أكرا : به معناى اجرت و دستمزد لايروبى و كندن و عميق‌نمودن كاريز و نهر مىباشد . ( 2 ) . در أصل و نسخهء ( 2 ) و ( 3 ) و چاپى ( ص 53 ) : جيل ، و در پاورقى ( 1 ) آمده است : جيل معرّب گيل و گيل اهالى گيلان را گويند ، ولى احتمالا صحيح آن خيل بايد باشد ، و همو مقصود مصنّف است ، زيرا كه چند بار در بابهاى نخستين كتاب از خيل ديلم ياد كرده است ، كه به معناى سواران ديلميان كافر است كه در آن دوره به قلمرو مسلمانان شبيخون مىزدند . ( 3 ) . يعنى زمينهاى كشاورزى را بهمراه حق آب آنها به برخى از دهقانان و كشاورزان در برابر ماليات ساليانه معينى واگذار كردند .