حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
153
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
« ازين آب بقريه قارص « 1 » يكجوى روانه كرديد ، پس به مرور ايّام آب آن موضع را مىشكافت ، و فراخ مىكردانيد ، تا رودخانه كشت ، و آبهاىء ثيمره بدان روانه شدند ، و آن وادىء اينست كه اليوم آب در آن ميرود » . تا بدينجا حكايت برقى است . و رودخانهء عتيق « 2 » بعد از آن كه ( مدّتى مديد « 3 » ) « 4 » خشك بود « 5 » ، بنزديك قريهء جهستان « 6 » و غيره ، ديكر باره چشمهآىء آب زاينده شد ، مدّت سى و يك سال ، و آبهآىء آن شور و بسيار بود ، و به چندين ضيعتهآ از رستاق سراجه و لنجرود ميرفت ، و ازين رودخانهء با هر ضيعهء و مزرعه ، جوئى برگرفتند ، زيرا كه كاريزهاى سرآجهء آب بر آن غلبه كرد ، و
--> ( 1 ) . از روستاهاى دهستان سراجه ، و تاريخ قم در ( فصل اول ) موقعيت جغرافيايى آن را اين گونه آورده است : ( موضعى به راه رى كه آبهاى ثيمرتين و أنار در آن روان مىشد ) ، و در ( فصل سوم از باب دوم ) ، هنگام شمارش روستاهاى بخش سراجه ، از ده قارص با عنوان ( بائره ) ياد مىكند . ( 2 ) . در نسخة ( 2 ) و ( 3 ) : عقيق . ( 3 ) . طولانى و دراز . ( 4 ) . افزوده از نسخهء چاپى . ( 5 ) . در نسخه چاپى : خشك شده بود . ( 6 ) . جهستان احتمالا تحريفشده قهستان است ، و در تاريخ قم هنگام ياد كرد طسوجهاى قم ، جهستان را يكى از روستاهاى طسوج لنجرود شمرده است ، كه امروزه لنجرود ( يا لنگرود در تلفظ و استعمال محلّى ) از روستاهاى بخش قهستان و و از كرود در جنوب شرقى قم بشمار مىرود كه پس از جمكران و در كنار راه قديم قم - كاشان قرار دارد . و مصنّف تاريخ قم در ( فصل ششم از باب اول ) ، هنگام ذكر رستاقهاى قم ، درباره علت نامگذارى اين روستا روايتى عاميانه را به نقل از راوى خود آورده است كه : ( راوى چنين گويد : كه اين ديه را جهستان كابل ، كه ملك برو خشم گرفته بود بنا كرده است ، و گويند كه بندهاى بود سيّد بر او خشم گرفته بود ، از كابل بيرون آمد با جماعتى از حواشى ، و بقم نزول كرد ، و جهستانرا بنا نهاد و منزل كرد ، و به شهر قم از نسل مماليك او جمعى هستند معروف ) .