حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
115
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
بنى أسد بودند از قوم غاضريّه « 1 » ، و بذينجانب افتادند بنزديك اين مرد ، و پيش او اقامت كردند و ببودند . پس جون حجّاج بن يوسف « 2 » بر عراقين « 3 » والى شد ، سعيد بن جبير « 4 » - كه از جملهء
--> ( 1 ) . مقصود از اين گفته مترجم تاريخ قم ، قومى است كه در غاضريه ساكن بودهاند ، و غاضريّه نام دشتى است در شمال غرب كوفه كه در قرن نخست هجرى در آن تعدادى روستا از آن جملة : كربلا - نواويس - عين التمر ، و جز اينها بوده است ، از اين رو گاهى از كربلا با نام غاضريه نيز ياد مىشود . در معجم البلدان آمده است : ( الغاضريّه : منسوبة الى غاضرة من بنى أسد ، و هى قرية من نواحى الكوفة قريبة من كربلا ) . ( 2 ) . حجاج بن يوسف ثقفى از واليان مشهور دوره اموى بر عراق بود ، جنايات و قتلعامهاى وى در دوره امارت 20 ساله او بر عراق در تمامى منابع تاريخى آمده است . وى نخستين بار در دوره خلافت عبد الملك بن مروان در سال 75 هجرى به امارت عراق رسيد ، و در سال 95 هجرى در دوره خلافت وليد بن عبد الملك در شهر واسط به هلاكت رسيد . ( 3 ) . در اصطلاح جغرافىدانان مسلمان از دو شهر كوفه ( در ميانه عراق ) و بصره ( در منتهى اليه جنوب شرقى عراق ) با نام عراق يا عراقين ياد مىشود . ( 4 ) . سعيد بن جبير بن هشام ، وى از تبار ايرانيان ساكن در كوفه است ، و در همانجا در دوره خلافت امير المؤمنين ( ع ) زاده شد ، و بعدها به مكه هجرت نمود ، او از طبقه تابعين بشمار مىآيد ، و از بزرگانى است كه شيعه و سنى به دو احترام مىنهند ، شيخ طوسى در كتاب رجال خود او را از شيعيان و از اصحاب امام زين العابدين عليه السلام دانسته است ، وى مشهور به زهد و تقوى و پرهيزكارى است ، نام او در سلسله اسناد روايات فراوانى قرار گرفته است ، او با دو تيره از عربها انتساب ولاء داشت ، و به عنوان مولى بنى أسد ، و مولى بنى واليه از او ياد مىشود ، وى از شورش و اعتراض ابن الاشعث بر عليه حجّاج و عبد الملك بن مروان كه به قيام القرّآء مشهور است حمايت نمود ، از اين رو همواره حجّاج مترصد دستگيرى او بود ، در برخى روايات از سفر او به اصفهان ( و فارس ) ياد شده كه در آنجا براى مردم حديث مىخواند . عاقبت در سال 95 هجرى در مكه دستگير و به واسط منتقل گرديد ، و در شعبان همان سال به دستور حجّاج به شهادت رسيد ، و حجّاج نيز 15 روز پس از شهيد شدن ، او به بيمارى مرموزى به هلاكت رسيد . ( سير اعلام النبلاء : 4 / 327 ) .