حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
88
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
امّا ديكر مواضع و محلّات ازين ديهآىء هفت كانه : وسون ، جعفرآباد ، لاسود ، ساروا ، و بذين محلّات چندين كوجه و مواضع است ، و هر يكى را نامى بوده و بانفراد . القصّه : مجموع اين از اراضىء اين ديهآىء شش كانه است . و پس « 1 » از جمله مواضع اين ديهآىء شش كانه ، و محلّات و جوانب آن ، سروز است . و آن را بذان سبب سروز نام نهادند ، كه در آن هنكام كه قسمت آب آنجا كردهاند ، كفتهاند به زبان عرب رأس الوّز ، يعنى سروز ، و وز چوبى است كه بذان قسمت آب مىكنند ، و آن را نصب كردهاند از برآىء قسمت نصيبهآىء ديها از آب . ديكر از مواضع : سر اوذارست ؛ يعنى به زبان عرب رأس الوذارق ، و به زبان عجم سر وذارق ، و بكثرة مرور ايّام قاف را ترخيم « 2 » و حذف كردهاند . و اين موضع در وقتى از اوقات هم مقسم « 3 » آب بوده است . ديكر از جملهء مواضع قم : باب جوش است ، بذان سبب اين موضع را در جوش نام نهادهاند ، كه در ايّام ماضيه درين موضع آب را قسمت كردهاند ، و به فارسى اين موضع را كوشيه كفتهاند ، پس مخفّف كردانيدند آن را ، و معرّب ساختند ، و كفتند : باب جوش . تا آنكاه كه سعد بن مالك بن أحوص ، نهر سعد را در ميان شهر جارى كردانيد « 4 » ، پس بسبب آن كوشيه باطل شد ، و اين اسم برين موضع بماند .
--> ( 1 ) . يعنى در پس اين محلات ، محلّه ديگرى است به نام سروز . ( 2 ) . ترخيم الاسم : و هو حذف آخره تخفيفا ( مصباح المنير ، ماده رخم ) . ( 3 ) . مقسم : محل تقسيم آب . ( 4 ) . در تاريخ قم ص آمده است كه : ( اول جوئى كه به شهر روانه شد ، جوى سعد است ، كه آن را سعد بن مالك بن أحوص روانه كرد با ديهى كه آن را احداث كرده بود - بر در دروازه رى - كه آن را سعد آباد مىخوانند ) .