حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 15
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
اما آثار دوره ساسانيان ، به وفور پيرامون قم يافت شده است ؛ از آن جمله : قلعهء دختر ، و تعداد بىشمارى از نشانههاى دال بر وجود كاخها و ساختمانهاى مذهبى و نظامى و ادارى و آتشكدهها كه در حومهء پهناور قم پراكنده است . « 1 » علاوه بر اينها تاريخ قم به مطالب فراوانى اشاره دارد ، كه متعلق به دورانهاى پيش از اسلام ، از قبيل گودرزيان - سلوكيان - اشكانيان - قباديان - پارتيان - هخامنشيان و بويژه دوره ساسانى مىباشد ، از قبيل : انتقال آتش آتشكده قم توسط سورين قمى - آتشبان آتشكده - در زمان كيخسرو به نزديكى شهر ساوه ، وجود آتش آتشكده آذر گشسب - كه از اهميت ويژهاى نزد مجوسيان برخوردار بوده ، و مادر آتش بسيارى از آتشكدهها بوده است ، و مجوسيان بر افروختهبودن هميشگى آن تأكيد داشتند - كه در يكى از روستاهاى پيرامون شهر كنونى قم ، به نام مزديجان قرار داشته است ، نام دهها روستا و ديه و قلعه و آبادى ، و جز اينها از تأسيسات و ساختمانها كه داراى نامهاى فارسى كهن ، از دورههاى هخامنشى و سلوكى و پارتى و ساسانى ، همچون گمر ، كرج ، تبشگران ( طبشقوران ) ، هنديجان ، مزديجان ، كميدان ، مهرويان ، بيدهند ، براوستان ، قبادبزن ، آبرجس ، بيدگان ، دستگرد ، خورآباد ، سلفچكان ، تايقان ، ممّجان ، قزدان ، مالون ، سكن ، جلنبادان ، و دهها نام ديگر . علاوه بر آنچه در تاريخ قم آمده است ، كاوشهاى باستانشناسى در رستاهاى دشت قم از قبيل دشت قمرود - صرم - تپه شهرستان ، و جز اينها كه از چند دهه پيش توسط گروهى از باستانشناسان ايرانى از دانشگاه تهران ، و كاوشگران ديگرى از سوى سازمان ميراث فرهنگى كشور ، كه تحقيقات خود را به بررسى تپههاى باستانى ، و لايههاى رسوبى ، و آثار به جاى مانده از ساكنين آن در دشت قمرود تا نزديكيهاى درياچه نمك متمركز كردند ، به آثار قابل
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به گزارشى درباره كتاب تاريخ قم در قرون ميانه ، نوشته Andreas Drechsler ، ترجمه سجّاد جعفريان ، نشريه آئينه پژوهش ، شماره 88 ص 54 .