حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
51
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
كويد كه : « قم مجمع آبهآىء ثيمره و أنار بود ، بواسطه كياه و علف ، رعاة احشام « 1 » و صحرا نشينان آنجا نزول كردند ، و خيمه زدند ، و خانها بنا كردند ، و آن خانه را كومه « 2 » نام كردند . بعد از آن تخفيف كردند و كفتند كم . بعد از آن معرّب كردانيدند ، و كفتند قم « 3 » . و بلوكات او جزء اصفهان بود ، تا در عهد خلافت هارون الرّشيد ، حاكم اصفهان از اهالى قم به دربار خلافت عارض شد ، كه منال ديوانى خود را به سهولت نمىدهند ، بذين جهت قم را از اجزاء اصفهان خارج كردند ، و منالى موافق مميّزى هارون بر آنها وارد آوردند . » معتبر و درست اين روايتست . و در روايت شيعه ، در حديثى كه من در فصل هشتم ازين باب ياد كنم ، آمده است كه : « در آن شب كه رسول خذا ، محمّد مصطفى ، صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم ، را به آسمان بردند ، ابليس ملعونرا ديد كه بذين بقعه به زانو درآمده بود ، و مرفق « 4 » هر دو دست بر سر زانو نهاده ، و نظر در زمين مىكرد . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را كفت : قم يا ملعون ، يعنى برخيز اى ملعون . بذين سبب قم را قم نام نهادند « 5 » . »
--> ( 1 ) . در نسخهء اصل : رعاة و أحشام ، و رعاة أحشام : چوپانان . ( 2 ) . كومه در زبان عربى به معناى انباشتهشدن چيزى است ، ليكن مشروط به آنكه انباشتهشده ارتفاع كمى داشته باشد ، و گرنه بدان كومه گفته نمىشود ، و از تعبير احمد بن محمد برقى فهميده مىشود كه چادرها و خانههاى ساختهشده در دشت قم به گونهاى بوده است كه شخصى كه از سمت بلاد جبل يا رى يا اصفهان ( كه هر سه جهت در بلندى قرار دارد ) به دشت قم نزديك مىشده تعداد زيادى كومه با ارتفاع كم مىديده است . ( 3 ) . از اين جا تا پايان جملهء در نسخهء اصل نيامده است . ( 4 ) . آرنج . ( 5 ) . در نسخهء چاپى : كردند .