حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
46
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
قزدان « 1 » ، و مالون ، [ و جمر ] « 2 » ، و سكن ، و جلنبادان ، و كميدان است كه اليوم قصبه و محلّتهآىء قم است . و حصون « 3 » و حصارهآىء اين ديها درين محآلّ قائم و راسخاند ، و علامات و نشان آنند . جون سرآهاىء ايشان بذين ديهآء هفت كانه بسيار شدند ، و بيكديكر نزديك كشتند ، از نامهآىء اين هفت ديه ، نام قريهء كميدان « 4 » اختيار كردند ، و مجموع اين ديهآء هفت كانه را كميدان نام نهادند . بعد از مدّتى جند ، در اين نام اقتصار « 5 » كردند ، و جهار حرف از جملهء شش حرف كميدان بينداختند ، و بر دو حرف اختصار « 6 » كردند ، و كفتند : كم . پس اعراب « 7 » دادند ، و كفتند كه قم . و اين تخفيف و اختصار و اقتصار ، در ميانهء ايشان بسيار بوده است ، و عادت شده ، و
--> مشروب مىسازد ، و محل پلها از محاذى قبرستان وادى السلام فعلى به طرف شمال در امتداد البرز قرار داشته است . ( 1 ) . در برخى از نسخهها با ضبط ( غزوان ) نيز آمده است ، و به نوشته « راهنماى جغرافيايى تاريخى قم : 79 » مزرعه غزوان ( بر وزن يزدان ) جنب مزرعه طبشقران ( يا طبشقوران ) است كه اراضى آن پشت باره شهر واقع است . ( 2 ) . به نوشته « راهنماى جغرافيايى تاريخى قم : 83 » از مزارع قديم است ، و از نهر رودخانه مشروب مىشود ، و در زير بلد واقع است . ( 3 ) . حصون ، جمع حصن : بارو . ( 4 ) . به گفته ( راهنماى جغرافيايى تاريخى قم : 83 ) : مزرعه كميدان در جنب بلد واقع است ، و از مزارع قديم است مشروب از رودخانه ، از نهر كميدان آب مىبرد . ( 5 ) . كمكردن و كاستن برخى حروف به جهت سهولت تلفظ ، از اين رو مناسب با آن كلمه ( اختصار ) است نه ( اقتصار ) چنان كه ضبط تمامى نسخهها است . ( 6 ) . كذا در اصل ، و صحيح آن متناسب با مقصود كلمه اقتصار است ، كه به معناى بسندهكردن بر الفاظ كاسته شده است . ( 7 ) . حركات چهارگانه آوانگارى در زبان عربى ( يعنى فتح و ضمّ و كسر و سكون ) را اعراب گويند .