حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
27
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ « 1 » . و اين مثل نيز شنيده باشد ، كه : « لا تعدم الحسناء ذامّا » ، يعنى زن صاحب جمال ، هر چند كه در حسن و جمال به مرتبهء أعلى رسيده باشد ، مذمّت كنندهء خود را گم و كم نيابد . و جون عفو فرمايد ، و بر زلل و خطا مسامحه و اغضا « 2 » نمايد ، و موضع خلل به صواب و سداد اصلاح كند ، بزركى نموده باشد ، و در محاسن و مناقب خود افزوده ، و محمود شيم « 3 » خود اظهار كرده ، زيرا كه مؤلّف هر كتابى ، از قول عيبجوى بسلامت نخواهد بود ، أعمّ از آن كه در آن تأليف مخطىء « 4 » باشد يا مصيب . چنين كويند كه : مأمون مصحفى را طلب كرد ، كه درو غلط و سهو واقع نشده باشد ، كاتبى دانا با احتياط بنشست ، و بتكلّف مصحفى بنوشت . چون مأمون نظر كرد در آن مصحف ، ديد كه در اوّل آن در اين آيت ، كه : ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) ، لفظ « رحيم » را بر « رحمن » مقدّم داشته بود . و بيشترين مردمان دشمنان او بودند ، و درين غلط او را جاهل و نادان شمردند . و مع هذا ، من معترفم بذانك مبلغ و مقدار علم و فهم من اينست ، و قيمت هر مردى در آن مقدارست از علم و دانش ، كه خود را بذان بيارايد . و آنچ من درين كتاب جمع كردهام - اكر حقّست و اكر باطل - نسبت آن با صاحبش كردهام . و آنج درين كتاب اتّفاق افتاده است از افراط و تفريط ، در لفظ و در فعل ، من از آن برىءام ، جه سخن ديكرى است ، و منسوبست با صاحبش . و من از خدآىء عزّ و جلّ در ميخواهم ، كه ما را بذكر خود مشغول كرداند ، و بر شكر نعم
--> ( 1 ) . سوره يوسف : آية 76 . ( 2 ) . از مادهء ( غضّ ) به معناى چشمپوشى . ( 3 ) . خصلتهاى نيك و ستوده . ( 4 ) . خطاكار .