حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
22
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
پس من جمع كردم از برآىء أبو الفضل ، بعضى از شعر أبو جعفر ، جز از آن اشعار كه از براى خزانهء مولانا أدام اللّه نعمائه جمع كرده بودم . و بسبب غائبشدن من از شهر قم ، در جمع اين أخبار توقّفى افتاد . جون توفيق به آن دست داد ، جمع كردم . سبب سؤم در تصنيف اين كتاب : ، آنك ، از آنكاه باز كه أبو عبد اللّه حمزهء بن حسن اصفاهانى كتاب اصفاهان تصنيف كرد ، و در شرح قصص و أخبار قم هيچ شروعى نكرد ، و براذرم أبو القاسم علىّ بن محمّد بن الحسن الكاتب « 1 » مرا كفت كه : « جون به شهر قم رسيدم ، تفحّص بسيار كردم ، باشد كه كتابى از أخبار قم بدست آرم ، مقدور نشد » . پس بغايت من حريص كشتم بر تصنيف اين كتاب ، و بيشتر اين أخبار در مدّت حكومت براذرم به قم تحصيل كردم ، و بدست آوردم . بعضى از آن ، آن بود كه از أفواه « 2 » مردم شنيده بودم ، كه : « خذ العلم من افواه الرّجال » « 3 » ، و بعضى از آن خود بر آن وقوف « 4 » يافته بودم ، و بسيار جهد و كوشش كردم ، و همّت مصروف داشتم ، بر آنك مجموع اين أخبار در يك كتاب بيابم ، يا از يك كس بدانم ، مقدور و متمشّى نشد ، بلكه هر خبرى در كتابى ديكر ، و از جآئى و كسى ديكر به دست آوردم . و چنين رسانيدند به من : كه كتابى مشتمل بر مجموع أخبار قم ، بنزديك مردى از عرب ، كه به شهر قم متوطّن بود ، نام او علىّ بن حسين بن محمّد بن عامر بوده است ، در
--> ( 1 ) . ابو القاسم على بن محمد بن حسن كاتب قمى ، برادر مصنّف تاريخ قم كه حكومت قم را به عهده داشت - چنان كه در همين ديباجه بدان اشاره شده است - و مصنّف تاريخ قم آمار خراج شهر قم و پيرامون آن را به نقل از او روايت مىكند . ( 2 ) . افواه : جمع فوه به معناى دهان . ( 3 ) . يعنى : علم را از ميان دهان مردمان بگير . ( 4 ) . وقوف : آگاهى و اطلاع .