احمد بن حسين بن على كاتب
69
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
محمود شاهيه دفن كردند . و هم در آن سال سلغر شاه نيز وفات كرد . خبر سلطنت طغى « 1 » شاه « 2 » در يزد چون سلغر شاه وفات يافت پسرش طغى شاه به سلطنت بنشست و مردم را استمالت داد و در اهرستان باغى خرم بساخت به بسط سى قفيز و بادگير برافراخت و آب تفت درو جارى گردانيد و بر در باغ ساباط عالى بساخت . و در جنب باغ جماعتخانه راست كرد و آن باغ را به نام خود باز خواند و همچنان به اسم او [ 87 ] شهرت دارد و آن را « باغ طغى شاهى » خوانند و معمور است و ميوههاى الوان از هر نوع در آن باغ باشد . و او را پسرى بود علاء الدوله نام ، و پسرى ديگر داشت يوسف شاه نام . و مدت بيست سال حكومت كرد و در سنهء سبعين و ستمائه وفات كرد . علاء الدوله قايممقام پدر شد و برادرش يوسفشاه به عشرت مشغول بود و چون مدت سه سال برآمد [ وفات كرد ] . « 3 » خبر آمدن سيل و خراب كردن موضع و محلات يزد در سنهء ثلاث و سبعين و ستمائه در پنجم ارديبهشت ماه سنهء مذكوره بنياد بارندگى شد و مدت پنج شبانروز متصل بباريد و بسيار خرابى واقع گشت و از كوه سيل روى به شهر نهاد زايد الوصف و محلهء مرياباد و سرسنگ و بعضى يعقوبى و سلغر آباد [ را ] ويران كرد و بر خندق افتاد و بعضى از حصار ويران كرد و از طرف ديگر « 4 » « دروازهء نو » چند تير پرتاب از مصنعهء حاجى حيدر كه بر / 73 / طرف ريگ فيروزى واقع است دور تر تمام محلات و بيوتات و بساتين « 5 » بود و خلق بر آن طرف بيشتر بودند ، تمام ويران كرد و دو روز و يك شب اين سيل بر آن طرف روان بود . و بعضى مردم گويند كه به واسطهء اين سيل تمام گنجنامهها به طرف خراسان افتاد و
--> ( 1 ) . مل : تقى شاه . ( 2 ) . م : شاهى . ( 3 ) . كذا در همهء نسخ ، ظاهرا افتادگى به نظر مىرسد . ( 4 ) . مل : « و از طرف » ندارد . ( 5 ) . مل : بساطين .