احمد بن حسين بن على كاتب

64

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

رسند . و دايم الاوقات در اين مسجد به تلاوت و طاعت مشغول باشند . [ 79 ] و اين جماعتخانه از اهل اللّه خالى نباشد و آن را « جماعتخانهء دختران » خوانند . / 66 / و اتابك سام قريب دروازهء مهريجرد مدرسهء عالى بساخت و گنبدخانهء معظم برافراخت و آثار مدرسه باقى است . و گنبدخانه قايم است « 1 » و مردم در آن گنبدخانه روند مثل مؤذنان و قاريان و آواز گردانند . و اتابك سام مردى حليم بود و سالش به نود رسيده بود و مردم از او ايمن بودند و به مراد خود زندگانى مىكردند ، و خرابى در مملكت واقع مىشد اتابك سام كار لشكر و رعيّت نمىتوانست ساختن . او را برادرى بود كوچك [ كه او را ] عز الدين لنگر گفتندى و او مردى بهادر بود و بسيار خدمت آل سلجوق كرده بود و حكومت اصفهان و شيراز كرده بود و در زمان منكوبرس « 2 » بسيار محاربه كرده بود و بهادرى نموده . آورده‌اند كه باروى شيراز او كشيده . و عز الدين لنگر را به اتابكى منسوب نمودند ، و اتابك سام ضبط مملكت به عز الدين لنگر بگذاشت و دست باز كشيد . خبر اتابك عز الدين و فرزندان و عمارت او و فرزندان او چون عز الدين لنگر به اتابكى بنشست ضبط مملكت بداد و اساس سلطنت راست كرد و شهر و ولايت معمور گردانيد و مفسدان و بىباكان را سياست فرمود و مردم به كسب و طاعت مشغول بودند و او را چهار پسر بود . يكى وردانزور ، و او جوانى شجاع بود [ 80 ] و ملازم محمد بن ملكشاه بود و در پاى قلعهء الموت با ملاحده بسيار حرب كرده بود و در دار الخلافه لقب « حسام امير المؤمنين » نام نهاده بودند . و در يزد مدرسهء عالى بساخت و گنبدخانه جهت مدفن خود بپرداخت و دو منار بر درگاه مدرسه قايم كرد و هنوز آثار آن باقى است در ميان بازار شهر نزديك بازار دلالان و / 67 / آن [ را ] « مدرسهء وردانزور » خوانند مشهورست . و پسر ديگر را نام محى الدين سام بود ، و ديگرى را كيكاوس ، و يكى را نام اسفسهالار

--> ( 1 ) . م : « و گنبدخانه قايم است » ندارد . ( 2 ) . م : منكو جانى .