احمد بن حسين بن على كاتب

43

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

توان آورد . فرّخ‌زاد چون اين بگفت يزدگرد صواب ديد . بفرمود كه در خارج شهر در سه موضع سه چاه فروبردند و در قعر چاه طاقهاى بلند بكندند و در شب اموال بدان موضع نقل كردند و سر چاه بينباشتند و گنج‌نامه بنوشتند و يزدگرد با خود همراه كرد . و بر اثر موضع چاه يك تير پرتاب كم يا بيش بفرمود تا گنبدخانه ساز دادند به جهت دليل گنج . و اين سه موضع يكى « ميان تازيان » است و « گنبد هشت‌در » از آن عمارت است كه آثار او هنوز باقى است . و آن غنيمت در زمان اتابكان در عهد اتابك عز الدين لنگر پيدا شد و عز الدين لنگر از آن غنيمت قوىحال شد . و دوم در « مزار سادات عظام » مشهور به « صفهء قل هو اللّه » همچنان گنبدى هشت در بساختند و آن گنبد هنوز باقى است و گنج‌نامه به دست محمد ابن مظفر افتاد و در گنج نامه نوشته بود كه در سايهء گنبد به قدر يك سر تير سه « 1 » گنج است . بسيار بكوشيدند و از هر طرف به سايهء گنبد تير مىانداختند و مىكاويدند ، ضايع بود . محمد مظفر از اين معنى ملول شد و در واقعه ديد كه شخصى در پاى گنبد تير بر كمان نهادى و هم آنجا بر زمين انداختى « 2 » . چون / 46 / محمد مظفر بيدار شد خدا را بستود و در حال سوار شد و بدان مقام آمد و همچنان كه ديده بود عمل كرد و تير از كمان بينداخت و بفرمود تا بكندند [ 55 ] چاه گنج پيدا شد و غنيمت هرچه تمامتر به دست آمد و محمد مظفر قوى شد . و سه‌ام به موضعى كه امروز مشهور است به « گورستان سرپلوك » مثل آن گنبدى واقع بود و آنجا هم چاه گنج بود و مردمان در زمان دولت امير زاده اسكندر عمر شيخ [ كه ] امير ترمش در يزد داروغه بود گنج‌نامه بيافتند و آن زمين بشكافتند و گنج برداشتند و از آن گنبد اكنون اثر نيست . اما اين ضعيف آن مقام كه گنج برداشته‌اند مشاهده كرد . و ديگر امراى يزدگرد هريك به قدر وسع آنچه داشتند پنهان كردند و بعضى تخته « 3 » سنگها از طلا بريختند و در غلاف قير كشيدند و بر سر راهها بنهادند . چنانچه از آن جمله آخرى طلا بريخت « 4 » و در قير كشيدند و بر در مصنعهء حاجى حيدر بر سر راه « ريگ فيروزى » انداخته بودند و آن را در گل گرفته و مسافران چون برسيدندى آب از مصنعه

--> ( 1 ) . م : ندارد . ( 2 ) . م : نهاد . . . انداخت . ( 3 ) . مل : ندارد . ( 4 ) . م : ندارد .