احمد بن حسين بن على كاتب
35
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
لشكر برداشت و رو به حرب فيروز شاه نهاد . و چون لشكر برابر يكديگر رسيدند فيروز شاه از حفر خندق بىخبر بود . لشكر را به حرب راند و شاه فيروز در كنده افتاد و شاه فيروز به / 36 / قتل آمد و شاه قباد در بند افتاد و اموال و خزاين به دست خوشنواز افتاد . شاه قباد را بند كرده به قلعهء بخارا فرستادند . و در طيسفون چون اين خبر رسيد مردم به هم برآمدند و در ولايت فتنه ظاهر گشت . هرمز شاه مردم را استمالت داد و او را سپاه سالارى بود نام او سوفرا و فارسى بود ، اما ولايت سيستان اقطاع او بود . چون سوفرا از اين [ خبر ] واقف شد ماتم فيروز شاه بداشت و لشكر گران جمع كرد و روى به حرب خوشنواز نهاد و با او حرب كرد و شكست بر خوشنواز افتاد . عاقبت صلح كردند ، بنا بر آنكه اموال و خزاين [ 41 ] و جهات شاه فيروز باز دهد و شاه قباد را از بند بيرون كند و به دو سپارد . برين قرار يافت . و خوشنواز اموال و شاه قباد [ را ] باز فرستاد و سوفراى و شاه قباد خزاين را برداشت و به طيسفون آمد و هرمز شاه را از سلطنت عزل كرد و شاه قباد را به پادشاهى بنشاند . پادشاهى شاه قباد بن فيروز چون شاه قباد در طيسفون بر تخت نشست كار ممالك تمام به دست سوفرا بود و او مرد نيكونهاد بود . و سوفرا به فارس آمد و مال ولايت عجم پيش سوفرا آوردندى ، و شاه قباد را در پادشاهى غير از نامى نبود . چون مدتى بر اين بگذشت [ شاه ] قباد به تنگ آمد ، بفرستاد و سوفرا را بگرفت و به طيسفون آورد و در زندان كرد و او را به قتل آورد . چون امرا و لشكر خبر قتل او معلوم كردند بر شاه قباد خروج كردند و او را بگرفتند و در بند كردند و به دست پسر سوفرا ، زرمهرنام ، دادند كه به عوض پدر او را به قتل آورد . زرمهر شاه قباد را نكشت و محافظت نمود و بر آن بود كه او را بند بردارد ، اما از بيم امرا نمىيارست . و امرا هرمز شاه را بر تخت نشاندند و كمر متابعت دربستند . چون پنج ماه بر اين برآمد شاه قباد دانست كه زرمهر با او دل يكى دارد . با همديگر همسوگند شدند و زرمهر بند از قباد برداشت [ 42 ] و در شب با پنج تن ديگر از طيسفون بگريختند و رو / 37 / به ولايت هيتال نهادند . و شاه قباد نذر كرد كه اگر پادشاهى به دو رسد آتشخانهء معتبر بسازد . و چون [ پادشاه ] هيتال ، فرغانه نام ، خبر آمدن قباد بشنود او را گرامى