احمد بن حسين بن على كاتب

248

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

بازگرفتند و گفتند در آن سرحدّ كسى مىبايد كه ازو كار آيد و نيك و بد دريابد و از حال رعايا و مملكت خبردار باشد و هركس برو تغلّب و تسلّط نتواند گرفت ، بلكه بر اهل تغلّب تسلّط نمايد و مملكت و رعيت نگاه دارد . و رقم زدند بر نوئين اعظم اعدل ، صاحب الطبل و العلم ، مستخدم ارباب خدم و حشم ، منبع اللطف و الجود و الكرم ، قدوة الامراء العرب و العجم ، افتخار الاكابر و الحكّام و الحجاج الحرم ، الموفق بتأييد الملك الاكبر ، نظام الدولة و الدين حاجى قنبر جهانشاهى ابدّ اللّه ايام دولته كه زيرك‌ترين امراى زمان است و در دانش سر جريدهء زيركان است و امر نافذش بر وضيع و شريف روان است نامزد يزد كرد و منشور ايالت روانه گردانيد . چون اهالى يزد خبر يافتند كمر مطاوعت بر ميان جان بسته استقبال نمودند و به شرف ملازمت مشرّف شدند . و امير مشار اليه به شهر فرمود و ضبط شهر و ولايت بداد و نان‌پارهء هركس قرار داد . و امير مقصود دم هواخواهى مىزد و پيوسته ملازمت مىنمود و داعيهء وصلت در خاطر [ 324 ] آورده بود كه عن قريب از شيراز نوكران امير اعظم ظهير الدين ابراهيم شاه از دار السلطنهء شيراز برسيدند و بر موجب فرمودهء شاهزادهء عالميان امير مقصود را بند كردند و منسوبات او را ديوانى كردند و سخن وصلت موقوف ماند . و اكابر و اصحاب يزد مثل جناب وزارت‌مآب صاحب اعظم / 281 / خواجه ضياء الدولة و الدين محمّد و عالىجناب جنّت‌مآب آصفى خواجه معين الدين على اعلى اللّه شأنه و ديگر اكابر نامدار عن قريب برسيدند و نشان تحصيل مال و تقبّل به اسم عالىجناب معدلت‌پناهى بياوردند . و بعد از چهار ماه امير مقصود را به شيراز بردند و شاهزادهء عالميان را خاطر از او ملول گشته بود ، برقرار بند فرموده موقوف داشت و هنوز در بند است . ذكر عمارت قلعهء مباركه هرچند كه قلعه در زمان سابق معمور بود و مأواگه غلمان و حور [ و ] خانه‌ها و طنبيهاى منقّش مرفوع داشت و در زمان امارت امير جلال الدين چقماق و مهد اعلى بيكه سلطان و اميرك محمّد عمارتى بسيار كرده بودند ، امّا تمام روى به خرابى آورده و به