احمد بن حسين بن على كاتب
244
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
بودند . جناب خواجهء مشار اليه بدان جانب فرمود و خواست كه تعمير فرمايد . بناى قديم را قابل عمارت نيافت . بر يك طرف راه زمين كشخوان بود و آب نزديك . بنّايان شهر و ولايت را طلب فرموده قريهاى از نو احداث كرد و آب از ميان قريه جارى گردانيد ، و بر دو طرف نهر ميضا [ 317 ] بيوتات و مساجد و بساتين و حوانيت بساخت ، و حمّام خوب راست كرد ، و رعاياى متفرّق را جمع كرد و بنشاند ، و آن را مرسوم كرد به معين آباد . و در فيروز آباد ميبد حمّامى خوب بساخت با مسلخ و حياض و خلوات چنانچه دستور مىباشد . و خواجهء مشار اليه به شهر [ نزول ] فرمود و به ترفيه حال رعايا مشغول شد . و سال ستين و ثمانمائه درآمد و بارندگى به اطراف روى نمود . خبر ورود سيل و خراب كردن محلات خارج شهر يزد چون بارندگى يوما فيوما مىشد و هر هفته رودى عظيم در رودخانه جارى مىشد تا چهارشنبه بيست و سوم فروردينماه سنهء مذكور درآمد ، از راه كوه دولوه « 1 » پسينگاهى سيل رو به شهر آمد و با وجود بندسيل كه بسته بودند برنتافت و بشكست . مثنوى نه سيلى كه آن را توان گفت رود * محيطى كه آن را كرانه نبود / 276 / چو طوفان و ده ره ز طوفان بتر * به كشتى نشايست كردن گذر چو كوهه زدى كوه كندى ز جاى * عمارت نماندى و باغ و سراى ز طوفان زمين هيچ پيدا نبود * همه روى كشور چو دريا نمود بناهاى عالى كه بودى به جاى * به يك صدمهء او فتادى ز پاى اكثر كاريزهاى رستاق كه از طرف مهريجرد جارى بود از سيل مملوّ شد [ 319 ] و از صحرا به محلات و باغستان ورود كرد ، و محلّهء دهوك اعلى و سفلى و كوچهء باغ صوفيان و اسكندريه و باغ كمال و مصلّى عتيق و تازيان و غازيان و بعضى محلات در مدرسهء عبد القادريه و پشت باغ عزّ آباد و محلّهء كوچهء خطير تا چهار منار [ را ] چنان كرد كه آثار عمارت نماند .
--> ( 1 ) . مل : دولوله .