احمد بن حسين بن على كاتب

241

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

مسعود بن المولى صاحب الاعظم سعيد ضياء الدين محمد التميمى العلمى نور اللّه مرقده درگذشت . نعش او را به يزد آورد و مخدوم‌زادهء اعظم ، افتخار الوزراء بين الامم ، صاحب الجود و اللطف و النّعم ، خواجه ضياء الدولة و الدين محمد اعلى اللّه شأنه ، در گنبدخانهء خودش بنهاد و وظيفهء حفّاظ كه بر سر قبر او به تلاوت كلام اللّه مشغول باشند معيّن كرد و آش فقرا تعيين نمود . نظم « 1 » چون فلكت طالع مسعود داد * عاقبت كار تو محمود باد ساخته و سوخته در راه تو * ساخته من ، سوخته بدخواه تو / 272 / فتح تو سر چون علم افراخته * خصم تو سر چون قلم انداخته * * * و هم در اين سال مولاناى اعظم سعيد ، اعلى اقدم حميد ، مؤمل الاعاظم العلماء و الفضلاء المفسرين ، وارث علوم الانبياء و المرسلين ، الواصل برحمة اللّه رب العالمين ، [ 313 ] شمس الملة و الدين محمد البافقى الواعظ به رحمت حق و اصل و متواصل شد ، در ذى القعده الحرام سنهء ثمان و خمسين و ثمانمائه ، و او را به مزار متبركهء فهرج نقل كردند و او از كبار علماى زمان بود ، و فقيه و مفسّر و مجتهد و پاك اعتقاد بود . * * * و هم در اين سنهء مذكور امير شهاب الدين احمد محتسب درگذشت . * * * و هم در اين سال جناب فضائل‌مآب مخدوم و مولاناى اعظم افتخار العلماء العرب و العجم ، صاحب اللطف و الكرم و الجود و النعم ، شرف الملة و الدين على يزدى نور اللّه مرقده درگذشت ، و اكابر و اهالى دين و دولت بر موت او تأسف خوردند . شعر « 2 » ز خاكش عنبر افشاندند بر ماه * به آب چشم شستندش همه راه هم آخر با غمش دمساز گشتند * سپردندش به خاك و بازگشتند

--> ( 1 ) . مل : شعر . ( 2 ) . مل : بيت .