احمد بن حسين بن على كاتب

236

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

بماندند ، و چون شاهزاده به شيراز رسيد اكابر شيراز استقبال كردند و نثار و پيشكش پادشاهانه بياوردند و عجز حال و خرابى رعايا بگفتند و به نوازش پادشاهانه مفتخر و سرافراز گشتند و حال اكابر يزد را به عرض رسانيدند و عجز و اضطرار خود باز نمودند . عنايت پادشاهانه شامل حال ايشان گشت و نوازش فرمود و اصحاب يزد به اتفّاق مكتوبى به مبالغه به اصول يزد نوشتند كه انقلاب كلّى واقع شد ، زينهار كه خيال فاسد به دماغ راه ندهيد « 1 » و علامت عصيان نكنيد « 2 » ، و اگر نه قصد خون و مال و عرض خود و مسلمانان كرده باشيد و در قيامت مؤاخذ باشيد و مملكت بر باد داده باشيد . و برين كتابت صاحبان اعظم سعيد خواجه عماد الدين مسعود و خواجه جلال الدين مرشد و مولانا مجد الدين فضل اللّه قاضى و خواجه زين الدين على باوردى خط نهاده بودند . اصحاب يزد متوهّم شدند و ميرك احمد و امير عليكه « 3 » و اولاد و خوانين از يزد بيرون رفتند و متوجّه خراسان گشتند و از اولاد چغتاى « 4 » مرد و زن يكى در يزد ممكن الوجود نبود . و مدّت هفده « 5 » روز شهر را والى نبود و مدبّر امور شهر و رعايا عالىجناب سيادت‌پناه مولانا مرتضى اعظم جلال الملة و الدين محمّد بود [ 307 ] و رعايت مردم مىفرمود و شهر را محافظت مىكرد و انتظار والى مىكشيد . / 267 /

--> ( 1 ) . م : ندهند . . . نكنند . ( 2 ) . مل : ندهند . . . نكنند . ( 3 ) . مل : كليه . ( 4 ) . ف : جقباى . ( 5 ) . م : هفتده .