احمد بن حسين بن على كاتب

229

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

خبر محاربهء شاهزاده محمد با شاهزاده بابر در خراسان امير زاده بابر چون اين خبر بشنيد لشكر خود را جمع كرد و جبه داده ده هزار سوار مكمّل بهادر از جانب هرات روان شد و به حوالى فره‌گرد / 258 / قراولان با همدگر محاربه كردند و قراول امير زاده بابر شكسته شد . و چون شاهزاده محمّد خبردار شد لشكر خود را [ 296 ] بر جنگ تحريض كرد و از هر دو جانب سپاه صف بركشيدند و پيادگان در ميدان به محاربه مشغول شدند و بازار جنگ گرم شد و شاهزاده بابر و شاهزاده محمّد بهادر بهانه نمودند . عاقبت الامر رايت امير زاده بابر نگوسار شد و امير زاده روى به هزيمت نهاد و شاهزاده محمّد مظفّر و منصور شد و روز سه‌شنبه سيزدهم ماه رمضان سنهء ثلث و خمسين و ثمانمائه متوجّه هرات شد و روز يكشنبه به هرات آمد . سادات و علما و مشايخ استقبال كردند . و مولاناى اعظم سعيد وحيد عصر شرف الدين على يزدى بر سر راه آمد . امير زاده محمّد او را بسيار نوازش فرمود و مدتى مولاناى مشار اليه را « 1 » به ديدن آمدى و مخدوم سعيد او را نصيحت فرمودى . بعد از آن « نشان » صادر شد كه جناب مولوى متوجّه دار العبادهء يزد شود و بعد از اسباب راه برات به مبلغ پانزده هزار دينار جهت مولاناى اعظم سعيد بر جهات يزد نوشت و مولانا با خدّام خود در محفّه به يزد آمد و در نرسوباد در خانهء مرتضى ممالك اسلام امير نور الدين نعمت اللّه نزول فرمود و اهالى يزد از مقدم مخدومى بهجت افزودند و بعد از يك ماه به قريهء تفت نزول فرمود در خانقاه مرتضى اعظم و اهالى يزد از مقدم مخدومى و مرتضى اعظم مشار اليه خرم شدند و مولانا در خلوت‌خانهء خود معتكف شد . و شاهزاده محمّد امير زاده علاء الدوله را تربيت كرد و به طرف قندهار و كابل فرستاد و جمعى امرا [ 297 ] از عقب امير زاده بابر روانه گردانيد و بعضى به كنار آب مرغاب فرستاد و از طرف خراسان داروغگان / 259 / مىآمدند و خلعت و نوازش مىيافتند و بازمىگشتند .

--> ( 1 ) . مل : « را » ندارد .