احمد بن حسين بن على كاتب

222

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

زد . امير نظام الدين احمد كه زبدهء آل طه و يس بود عهد بست « 1 » كه اذيت به او نرسانند . اگر خواهند ملازم باشند و اگر نه به هر جانب كه خواهند روانه گردند . و با خسرو ترخان مرتضى مشار اليه متّفق گشتند و قسم ياد كردند و امير زاده عبد اللّه و امير على فارسى را به شيراز بردند و شاهزاده ايشان را خلعت داد و رعايت كرد ، و امير زاده عبد اللّه مهرنگار را مخيّر « 2 » گردانيدند كه اگر خواهند ملازم ركاب باشند و اگر نه به جانب خراسان روند . ايشان رفتن خراسان اختيار كردند و اجازت يافته . امير پيرزاده « 3 » مقرّر شد كه ايشان را به يزد رساند ، و از يزد امير احمد مغول ايشان را به سرحدّ خراسان روانه سازد و خود بر تخت شيراز نشست . و امير حاجى محمد در ديوان بالاى دست امير حسين طارمى مىنشست . و امير حسين را آتش حسد در اندرون شعله مىزد . و چون اصفهان به دو مفوّض بود بگذاشت و به راه كمره و جربادقان روانه شد و بعضى از ولايت كمره و جربادقان تاراج كرد و به طرف لشكر سلطان اعظم جهانشاه بهادر خان خلد اللّه ملكه [ 287 ] و سلطانه رفت و به اغوا مشغول شد كه ملك عراق به آسانى مىتوان به دست آوردن . / 250 / و بعضى امرا را برداشت ، مثل امير ابو سعيد و امير حسن بيك شهريارى و امير اعظم امير « 4 » بايزيد پسر « 5 » امير بسطام با لشكر تركمان متوجه ولايت قم شد و خرابى در قم بسيار واقع شد و از قم متوجّه ساوه شدند و شيخ‌زاده كه داروغه بود شهر بر خود حصار گرفت و لشكر به ظاهر « 6 » ساوه فرود آمدند و هرچند كوشيدند فايده نداد . كوچ كرده به طرف آوه روان شدند و حسين طارمى به پايهء سرير اعلى رفت و انگيز كرد و پادشاه اسلام‌پناه خلد اللّه ملكه و سلطانه متوجّه قزوين و سوق بلاق شد .

--> ( 1 ) . مل : عهدنامه بستاد . ( 2 ) . م : مميز . ( 3 ) . م : پيرزاد . ( 4 ) . م : « امير » ندارد . ( 5 ) . م : « پسر » ندارد . ( 6 ) . مل : « به ظاهر » ندارد .