احمد بن حسين بن على كاتب

164

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

كرد . چون شيخ خبردار شد سرخ برآمد و گفت سگان را از شهر به در كنيد . روز ديگر ابا بكر خازن به ميهمانى رفت و معتمد او فرخشاه « 1 » عصيان او ورزيد و دروازهء شهر كه باب قلعه بود بر ابا بكر ببست و دروازهء بيرون قلعه بگشود ، و لشكر بيرون در شهر آمدند و شهر را بگرفتند و ابا بكر و امراى او كه انهزام يافته بودند بگرفتند و به قتل آوردند . گويند كه در آن روز كه در اترار امير بزرگ درگذشت شيخ فرمود كه امير بزرگ وفات يافت ، و چون تاريخ وفات امير بزرگ معلوم كردند همان روز بود كه او گفته بود . و او مريدان صاحب‌حال داشت و در سال ثلث عشر و ثمانمائه وفات يافت . به حكم وصيّت او را در سر اهرستان قريب مزار مامانوك دفن كردند ، رحمة اللّه . / 186 / و در سال سبع و اربعين و ثمانمائه كه جناب صاحب اعظم دستور اعلى اكرم افتخار العلماء و « 2 » الحكام خواجه ناصر الدين محمود سمنانى خلّد ظلّه « 3 » به وزارت در يزد بود در سر مزار او عمارتى عالى بنياد كرد و اول صفّهء قبلى قبله كه پيشان « 4 » زيارت بود بساخت و باقى [ 219 ] طرح انداخته بماند . و چون شيخ الاسلام اعظم سعيد صاحب المقامات العليّه وارث علوم الانبياء المرسلين سالك مسالك دين قدوة المحققين شمس سماء العارفين شمسا للملة و الدين محمّد خلوتى نور اللّه مرقده كه شيخ الاسلام و مقتداى اكابر دين و دولت بود و علم و عمل با هم جمع كرده بود و چندين چله برآورده بود و خرقه از شيخ فريد الدين عبد الباقى داشت و هر روز شصت هزار ذكر خفى ورد داشت در يوم السّبت عشرين ربيع الاول سنهء تسع و اربعين و ثمانمائه به جوار رحمت حّق پيوست او را به موجب وصيت به مزار شيخ بزرگوار فريد الدين آوردند و در جنب شيخ دفن كردند . و مرتضى اعلى اعظم امير جلال الدين خضر شاه تختگاهى مروّح بساخت و قبر شيخ فريد الدين عبد الباقى و شيخ شمس الدين محمّد خلوتى را در آن تختگاه عمارت كرد و فرش از آجر پخته بينداخت و ميلى جهت روشنائى بساخت بر بالين قبر ، جزاه اللّه بالخير . * * * ذكر مزارات مشهور كه تعلق به ظاهر شهر داشت گفته شد . اكنون در ذكر مزارات

--> ( 1 ) . ف : فرحشاه ، مل : فرخفاه . ( 2 ) . م : فى . ( 3 ) . مل : ظلاله . ( 4 ) . مل : نشان .