احمد بن حسين بن على كاتب

154

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

بود ، از ساباط در مزار و سقايه و صفّه ، و به سبب سيل تمام منهدم گشته و از آنها اثر « 1 » نمانده . ذكر مزار شيخ خليل آسوده مشهور به گوردارين [ 205 ] اين مزار هم به غايت متبرّك است و بسيار از اكابر درو آسوده‌اند و گنبدى قديم در آن مقام بود . مولانا قوام الدين مشهور به شيخ ور « 2 » ، آن گنبد را بكند و ديگرى از آجر پخته بساخت و سفيد كرد و كتابهء گنبد بنوشت ، در سبع و ثمانين و سبعمائه . و مقبرهء او در خلف آن گنبد است و گرد آن مزار ديوار بكشيد و آن قبر كه آن را « قبر دارين » مىخوانند قبر شيخ خليل آسوده است و قبر او چوبين بود و ارضه « 3 » بخورد از آجر پخته عمارت كردند . و شيخ اعظم مشار اليه از جملهء اولياء كبار بود و صاحب كرامات . و از كرامات او يكى آن است كه پسرش به كعبه رفته بود و شب عيد اضحى مادر پسر حلوا مىكرد و گريه مىكرد جهت پسر و مىگفت پسرم اينجا نيست كه از اين حلوا بخورد . شيخ خليل گفت بخش او بنه . طاسى در / 174 / خانه داشت ، جهت پسر پر حلوا كرد و بنهاد . چون پسرش از كعبه بازگرديد آن طاس در ميان بار همراه آورده بود . گفت در روز عيد پدرم اين طاس حلوا در مناى « 4 » كعبه به من داد . و بسيار كس از قبر او استمداد همّت كرده‌اند و مراد يافته . ذكر مزار حاجى صدر الدين به موضع باغ كمال در اوّل حال حاجى صدر الدين به علوم ظاهر مشغول بود و به كعبه رفت و زيارت كعبه و روضهء رسول صلى اللّه عليه و آله [ 206 ] دريافت و راه قدس خليل بازگرديد ، و بنياد تصوّف كرد و به علم هيأت قيام نمود و او را حالى دست داد و جذبه‌اى دريافت و ترك دنيا بكرد و از مردم كناره كرد ، و آميزش با مردم نكردى و به طرف مهريجرد رفت و در كوه خورميز قيام كرد .

--> ( 1 ) . ف : آثار . ( 2 ) . مل : وره . ( 3 ) . يعنى موريانه . ( 4 ) . م : مينا .