احمد بن حسين بن على كاتب

99

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

و حافظ اعظم سعيد اعلى اقدم حميد قدوة الحفّاط المجودين فخر الدين الپناهى « 1 » هم در اين گنبدخانه آسوده است ، و اتمام آن در سنهء تسع و اربعين و ثمانمائه بود . و همچنين خواجهء مشار اليه در سر چهار منار به موضع سر كوچهء پهروك پايابى ساخته و آب كيفر امرز در او جارى است و تمام به آجر پخته كرده و خلوات ساخته و مسجد خوب راست كرده و بيرون پاياب به كاشى منقّش كرده و كتابه به كاشى تراشيده ثبت كرده ؛ و اتمام آن پاياب در سنهء اربع و اربعين و ثمانمائه « 2 » بود . / 106 / و فرزند بزرگوارش عالىجناب وزارت‌مآب صاحب‌اعظم خواجه ضياء الدين محمد اعلى اللّه شأنه در داخل شهر « 3 » به موضع [ 126 ] « سر شهرستان » كه خانهء پدر بزرگوارش بود آن را عمارت تمام كرد و چند خانهء ديگر به آن متصل كرده و حفر زيرزمين فرموده مثل ديوانخانه به غايت مروح و بىتكلّف ، در تابستان نظير خود ندارد و بر علو آن طنبى منقش با جامهاى الوان ساخته . و حمامى جديد جهت مخدرات پرداخته با مسلخ خوب و خلوات و حياض آب سرد و گرم . و همچنين بر در مدرسه ، خواجه جلال الدين محمود برادر خواجهء اعظم مصنعه‌اى متقارب حمام خواجه جلال الدين خوارى بساخت و از آب تفت آن مصنعهء وسيع مملو مىشد و به واسطهء سيل كه ذكر او در مقالهء دوازدهم خواهد آمد خراب شد و باز به سعى خواجه‌زادهء اعظم مشار اليه عمارت پذيرفته و همچنان از آب تفت مملوّ مىكنند و مردم چند محله از آن آب مستفيد مىگردند ، و اتمام آن مصنعه در سنهء خمس و اربعين و ثمانمائه بود . و همچنين در مقام در مدرسه بر در خانهء مولاناى اعظم سعيد امام الدين على قاضى ندوشنى ، نبيرهء مولاناى مشار اليه امير اختيار الدين حسن ندوشنى غفر اللّه له قطعهء زمين خلف مدرسهء امير آخر به اجارهء طويل از متولّى بستاند و ديوانخانهء منقّش راست كرد و بادگيرى خوب برافراخت و ساباط و بالاخانهء مرغوب ساز داد و جامهاى الوان بنهاد و در سر شارع داربند ببست و بر كنار [ 127 ] طنبى و بادگير اشعار مولاناى اعظم شرف الدين

--> ( 1 ) . مل : الناينى . ( 2 ) . م ، ف : سبعمائه ، متن صحيح است . ( 3 ) . ف : « در داخل شهر » ندارد .