علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
27
تاريخ بيهق ( فارسى )
هر گاه زمين آن « 1 » صلب باشد و خشك و كوه آن سنك باشد مضرت آن كمتر بود « 2 » و اگر كوه گل بود و زمين سست بود ترى آن هوا زيانكارتر بود . اگر مزاج ولايت گرم بود عفونتها و بيماريهاى « 3 » عفونى آنجا بسيار افتد ، خاصه « 4 » كه آن ولايت در نشيب افتاده باشد . و اگر ولايت گرمسير بود و در نشيب افتاده باشد و مهب شمال بسته دارد و بر جانب جنوب افتاده باشد اندر آن شهر بيمارى و و با بسيار بود . « 5 » و هر مسكن كه اندر « 6 » ميان شوره و معدن گوگرد و نفط بود هواى آن از اعتدال دور باشد . و مساكن بيابانى - چنان كه مرو و سرخس باشد - درست « 7 » و خشك بود ، و سرخس از مرو بيابانىتر است . و مسكن دريا هواى آن تر باشد . و مسكن كوهى خاصه كه كوه مقابل مشرق بود « 8 » و از جانب مشرق گشاده بود هواى آن درست باشد و مردم آن قوى « 9 » و دراز عمر و درست مزاج . و مسكنى كه زمين آن گل پاكيزه باشد و كوه و دريا از وى دور بود « 10 » هواى آن خوش و معتدل بود . و مسكن در ميان بيشه بد باشد « 11 » و آنجا حشرات آبى و غير آن بسيار تولد كند . و هر مسكنى « 12 » كه بر ساحل دريا باشد هواى آن درستتر باشد ازيرا كه « 13 » دريا عفونت نپذيرد . و اگر نهاد شهرى بد افتاده باشد « 14 » و كسى خواهد كه نهاد سراى و بناى خويش بر نهاد نيكو نهد روى سوى مشرق كند و گذر شمال « 15 » در وى گشاده كند و چنان سازد « 16 » كه شعاع آفتاب در بيشتر از بناها افتد و سقف بناها بلند كند و درها هموار و گشاده . و آدمى و حيوانات برى به هيچ آن حاجت « 17 » ندارند كه به هوا ، مثلا اگر يك روز كمتر يا بيشتر طعام و آب ازيشان باز دارند هلاك نشوند ، و اگر ربع ساعتى تنفس بريشان فروبندند اكثر هلاك شوند . و چون خاكى « 18 » نا موافق بود آب بسبب مجاورت آن تلخ يا شور يا عفن شود و هوا بسبب مجاورت او به دو تباه شود . و اقليم رابع را سرة الارض گفتهاند ازيرا كه « 19 » از اقليم رابع اندر ربع معمور هيچ اقليم نيست باعتدال نزديكتر ،
--> ( 1 ) نص ، از بهر آنكه زمين آن - نب ، از هوايكه زمين آن . ( 2 ) باشد . ( 3 ) و بيمارى . ( 4 ) و خاصه . ( 5 ) بسيار افتد . ( 6 ) كه در . ( 7 ) نص و نب ، درشت . ( 8 ) سا . ( 9 ) نص ، و مردم قوى . ( 10 ) دور باشد . ( 11 ) بد بود . ( 12 ) نص ، و در مسكنى . ( 13 ) زيرا كه . ( 14 ) بد افتاده بود . ( 15 ) و از شمال . ( 16 ) و چنان كند . ( 17 ) به هيچ چنان حاجت . ( 18 ) خاك . ( 19 ) زيرا كه .