علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
347
تاريخ بيهق ( فارسى )
از محلات سبزوار را هم كه كاريز از آن مىگذشته است نوقابشك مىگفتهاند . « رش ، نقابشك » ( نوكوى ) در سبزوار اكنون كوچهاى بنام كوچهء نو معروف است و شايد همين نوكوى باشد كه در تحولات زبان نام آن تغيير يافته و مطابق فارسى اين عصر كوچهء نو خوانده شده است . ( نهاردان ) بكسر اول ديهى است در شمال مزينان بفاصلهء سه فرسخ و اكنون جزء مزينان است . ( والشتان ) در تاريخ سيستان اين نام ياد شده . و عبارت مصنف مصرح است كه والشتان ناحيهاى از بست و مركز آن ديهى سيوار نام بوده است . ( ورد ) در صفحه 23 سطر 14 بكسر اول بر وزن جسم نام شخصى است « عت ، 23 » ( وردى ) وصف نوعى از مرواريد و ظاهرا بفتح اول و بمعنى گل سرخى است . ( وريان ) رش ، خواشد . ( هدبة ) در صفحه 142 سطر 7 بضم اول است بر وزن غرفه ( هريوه ) بكسر اول و فتح واو در لغت بمعنى زر خالص رايج و منسوب به شهر هرى ضبط شده ، و در اين جا نام نوعى از انگور و ظاهرا بمعنى هراتى است ، انگور هريوه را اكنون اهالى سبزوار انگور هروه مىگويند بر وزن صعوة . ( هماى در ) رش ، دساكرها ( يحيى آباد منزل ) در نزديكى مغيثه كوهى است ، و در پايين آن ديهى است موسوم بيحيى آباد ، آثار كاروانسراى كهنهاى كه در زمان قديم منزلگاه مسافران و كاروانيان بوده است نيز در آنجا ديده مىشود . ( ينالتكين ) در بعض كتب بتقديم نون بر ياء نوشته شده ، ليكن ياء مقدم است ، و اصل ينال اينال بر وزن بىبال بوده و ينال مخفف آنست . ( يوم المهراس ) روز جنك احد را گفته اند و مهراس بكسر اول بر وزن مفتاح نام آبى در سرزمين احد بوده است . ( طبرسى و طبرس ) مؤلف در صفحهء 24 در ترجمهء ابو على فضل ابن حسن طبرسى مؤلف مجمع البيان گويد : طبرس منزلى است ميان قاشان و اصفهان . . . . الى آخر صاحب مجمع البيان در نزد شيعه معروف و ملقب بطبرسى است ، و اين نسبت بطور مطلق « چنان كه مؤلف روضات الجنات در ذيل ترجمهء او متعرض است ، ص 514 س 11 و 12 و 13 و س 22 و 23 » به او و پسرش حسن بن فضل مؤلف مكارم الاخلاق و احمد بن على بن ابى طالب مؤلف كتاب احتجاج اختصاص دارد . طبرسى را همه متأخرين بفتح طا و با و سكون را « بر وزن نترسى » تلفظ و آن را بمعنى منسوب بطبرستان تصور مىكنند ، ليكن اين لفظ تا چندى پيش « و ظاهرا تا اوايل قرن دوازدهم » محل اختلاف و بحث بوده و همه كس آن را بوزنى كه گفته شد ادا نميكرده و معنى طبرستانى را از آن در نمىيافته است . مير محمد باقر خوانسارى مؤلف روضات الجنات در چند موضع از كتاب خود باختلاف علما در اين نسبت اشاره كرده و ملخص و مفاد بعض اشارات او بقرار ذيل است . ( 1 ) در ترجمهء ابو منصور احمد بن ابى طالب