علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
345
تاريخ بيهق ( فارسى )
كوچهاى بنام سرديه وجود دارد ، ليكن از مدرسهء آن اثرى نيست ( مدحرج ) بصيغهء مفعول وصف مرواريد و بمعنى غلطان است . ( مريسى ) بادى است كه از سمت جنوب وزد ، در مصر اين گونه باد را مريسى و مريسية گويند زيرا از جانب نوبه مىآيد ، و مريس بر وزن نفيس ادنى بلاد نوبه است و بعضى گفتهاند مريسة نام جزيره ايست در نوبه ، و نسبت بهر دو مريسى و مريسية است . ( مزينان ) بر وزن امينان ديهى در سيزده فرسخى سبزوار و مركز ربع يا بخشى به همين نام است . ( مسينا ) صحيح آن ( مسينان ) است . ( عت 46 ) ( مسجد رجا ) در ( نص ) در يك موضع رحا نوشته شده و ظاهرا مسجد رجا و منسوب بشخصى رجاء نام بوده است ، و بهر شكل بخوانيم اكنون مسجدى بدين نام در سبزوار نيست . ( عت 104 ) ( مسجد سبز ) در سبزوار در اواخر محلهء نوقابشك بنائى است كه دو گنبد و يك صحن دارد و آن را مزار سبز مىنامند ، محتمل است اصل آن همين مسجد بوده و بعدها تبديل بمزار شده است . ( مسجد جامع ) قديمترين مسجدهاى سبزوار را امروز مسجدى دانند كه موسوم بپامنار است ، اين مسجد متصل بشبستان منارهاى بارتفاع هفده گز داشته است ، و در سال 1316 قمرى هجرى آن را خراب كرده و بجاى آن منارهاى كوتاهتر ساختهاند . ( مستوفيان ) اين طايفه تا مدتى در سبزوار معروف بودهاند دولتشاه سمرقندى در شرح حال امير شاهى مىنويسد وى از مستوفيان سبزوار بوده است ، سنگهاى قبر هم در سبزوار هست كه تاريخ آنها از هزار تا هزار و سى و روى آنها نام مستوفى نقش است . ( مشكان ) بكسر اول نام ديهى بزرك از توابع سبزوار و فاصلهء آن تا سبزوار ده فرسخ و تا نيشابور دوازده فرسخ است ، ابو نصر مشكان ظاهرا منسوب بدين محل بوده است . ( مصيصة ) بفتح ميم و تشديد و كسر صاد اول بر وزن انديشه شهرى از ثغور شام است ميان انطاكيه و بلاد روم در نزديكى طرسوس و آن را بتخفيف صاد بر وزن نفيسه نيز گفتهاند . ( مصرف ) در صفحهء 166 سطر 12 بتشديد و كسر راء بر وزن محدث نام جد طلحة ابن سنان است . ( مضرس ) بر وزن محمد بمعنى جسمى است كه بر سطح يا اطرافش دندانهها باشد مانند پوست نارنج و اره و امثال آن ، و در صفحهء 48 وصف نوعى از مرواريد است . ( مطلبى ) منسوب بمطلب بر وزن مطلع از اوصاف محمد بن ادريس شافعى است ( عت 7 ) ( معاذ آباد ) اين ديه را چنان كه مؤلف در ترجمهء حسين بن معاذ ( ص 149 ) گويد بينا كنندهء آن معاذ بيهقى نسبت داده و معاذ آباد گفتهاند . از اين ديه اكنون در سبزوار نامى نيست . و معاذ بضم اول است نه فتح . ( معمر ) در صفحهء 242 سطر 2 بر وزن مشهد و مظهر است . ( معمورى ) لقب و نسبت محمد بن احمد حكيم است . در دو فرسنگ و نيمى نيشابور ديهى است موسوم بمعمورى . و عامه گويند اقطاع عمر خيام بوده و