علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
312
تاريخ بيهق ( فارسى )
ص 133 س 15 از دو نسخه بدل كه رقم ( 12 ) نشان مىدهد نسخهء متن ( ابو سعد المحسن بن القاسم بن الحسن ) كه با كتابت دو نسخه در جاى ديگر ( ص 221 س 7 ) توافق دارد صحيح است . س 18 بيهق باقطاع بسالار بن شير زيل . . . . براى شناختن اين سالار هرگاه بتاريخ سامانيان و روابط جنك و آشتى آنها با ديالمه ( آل بويه و آل زيار ) مراجعه و اين نام را با نامهايى كه در اخبار و حكايات مربوط بدان روابط ديده مىشود تطبيق كنيم ، ممكن است دو تصور ( كه بطور قطع حكم به صحت و رجحان هيچيك نمىتوان كرد ) براى ما پيدا شود . ( اول ) اينكه اين سالار پسر شير زيل بن سالار باشد كه از طرف ماكان بن كاكى والى گرگان بود و در سال 316 مقهور مرداويج شد . ماكان چنان كه ابن اثير مىنويسد پس از استيلاى مرداويج بر گرگان مدتى بيهوده سعى و تلاش كرد و پس از نوميدى كامل بخراسان رفت و طاعت امير نصر بن احمد سامانى را اختيار نمود و مدت هشت سال در خدمت آن امير و بيشتر اين مدت را فرمانرواى نيشابور بود و در سال 324 بسبب آسان يافتن فتح گرگان بر مخدوم هشت سالهء خود عاصى شد ، و باقى سرگذشت او را تا كشته شدنش در سال 329 محتاج ببيان نيستيم . از اين وقايع مىتوان تصور كرد كه شير زيل بن سالار در سفر خراسان همراه ماكان بوده و در آنجا فرزندى همنام پدرش ( سالار ) بر جاى گذارده و اين فرزند در سال 358 ( سال بعد از مردن وشمگير ) مقطع بيهق بوده و به حكم دشمنى و كينهء موروث ( و شايد بتحريك امراى سامانى نيز ) در صدد جنك با نوهء خصم پدر و بدست آوردن ملكى كه وقتى در دست پدرش بوده است بر آمده و بدين قصد بگرگان رفته و با بيستون مصاف داده و كشته شده است . ( دوم ) اينكه شير زيل در اين صفحه و سطر مانند شيرزاد در سطر چهارم از صفحهء بعد ( به شرحى كه در تعليقات آن صفحه خواهد آمد ) بجاى وشمگير نوشته شده باشد ، و سالار به اين احتمال پسر وشمگير و برادر بيستون و جنگ او در سال 358 جنك با برادر ( و شايد بر سر امارت و رياست و جانشينى پدر ) بوده است . نام سالار بن وشمگير را در تاريخ ابن اثير در حوادث سال 331 مىخوانيم ، و بطورى كه از اين تاريخ مستفاد مىشود در سال مذكور ابو على بن محتاج از وشمگير براى امير نصر پيمان طاعت گرفت و پسر او سالار را بگروگان با خود بنيشابور برد ، و حسن بن فيروزان در اين سفر همراه او بود . در رسيدن بنيشابور خبر مرك امير نصر شايع و محقق شد . حسن بن فيروزان موقع را براى فرار مناسب يافت و سالار را برداشت و باتفاق بگرگان گريختند ، و از گرگان حسن بن فيروزان