علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
303
تاريخ بيهق ( فارسى )
ظاهرا رونويس كنندگان كلمه را بتحريف خوانده و نوشتهاند . ( عت ، ص 50 ) ص 67 س 2 بر خلاف العباس بن عمرو الغنوى . . . عمرو در هر دو نسخه بدون واو ( عمر ) نوشته شده و ضبط صحيح آن ( عمرو ) است . در اوايل سال 287 عباس بن عمرو والى فارس بود ، و در همين وقت قرامطه در بحرين فتنهانگيزى آغاز و هجر و نواحى آن را غارت كردند ، و تا حدود بصره تاختن بردند ، معتضد بالله عباسى عباس بن عمرو را از فارس معزول ساخت و حكومت يمامه و بحرين را به او داد و او را مأمور دفع قرامطه كرد ، عباس براى تكميل عدهء لشكريان خود ببصره رفت و از آنجا با سپاهى كافى بمقابلهء ابو سعيد جنابى كه از رؤساى قرامطه بود شتافت و با وى دو نوبت جنك كرد و در نوبت دوم مغلوب گرديد و او و همه لشكريانش اسير شدند ، ابو سعيد تمام اسيران را كشتن فرمود و تنها عباس را آزاد كرد و گفت بنزد صاحب خود رو و او را از آنچه ديدى آگاه كن . اتفاقا در همين سال جنك عمرو بن ليث با امير اسماعيل سامانى پيش آمد و عمرو به شرحى كه اغلب خوانده و مىدانند اسير و گرفتار شد و لشكريانش همه سالم ماندند . و نكته سنجان اين دو واقعهء متعاكس را از عجايب روزگار شمردند و گفتند در اين سال دو لشكر بجنگ دشمن رفت از يكى جز امير سالم نماند و از ديگرى جز امير آسيب نيافت س 11 و ابن بسام گويد . . . دو بيت كه مؤلف بابن بسام نسبت داده در تاريخ سيستان بنام ابن المعتز و در مروج الذهب بنام حسن بن محمد بن مهر ضبط شده است ، و ابن بسام ابو الحسن على بن منصور بن نصر شاعر بغدادى است كه ببسامى معروف بوده و در سال 302 وفات يافته است . ص 68 س 4 - رامحور . . . نام غلام احمد خجستانى است كه احمد بر دست او كشته شد ، و اين نام در ابن اثير در وقايع سال 262 رامجور نوشته شده و ظاهرا رامخوى بوده و تحريف شده است . س 11 و العقب من الامير احمد بن اسد . . . پسران احمد بن اسد بنا بروايت ابن اثير هفت تن بودهاند ، شش تن آنها همان كسانند كه مؤلف نام برده و هفتمين آنها همنام جد خود ( اسد ) بوده است . س 20 و امير نصر بادار آخرت انتقال كرد . . . اين اثير وفات امير نصر را در سال 279 نوشته و اين با تاريخى كه مؤلف تعيين كرده است 278 يك سال تفاوت دارد ص 69 س 20 و ايلك الخان هرون بن موسى . . . ، شهاب الدوله هرون كه نام پدر او را سليمان فرخان يا فراخان نيز ضبط كردهاند در سال 383 بخارا را