علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
8
تاريخ بيهق ( فارسى )
مخالفان و موافقان و معجزات انبيا عليهم السلام و امثال [ اينها ] ، و آنچه تعلق بمصالح ابدان دارد آنست كه هيچ واقعه نباشد از خير و شر كه سانح گردد كه نه در عهد گذشته مثل آن يا نزديك بدان واقعهء بوده باشد ، و چنان كه اطبا از بيمارىهاى گذشتگان كه افتاده باشد و اطباى بزرگ آن را علاج كرده دستور سازند و بدان اقتدا كنند و آن را امام دانند يشقى اناس و يشقى آخرون بهم * و يسعد اللّه اقواما باقوام همچنين وقايعى كه افتاده باشد و سعاداتى كه در عهد گذشته مساعدت نموده اسباب آن بدانند و از آنچه احتراز بايد كرد احتراز كنند و آنچه حادث شود چنان كه در عهد گذشته از آن احتراز كرده باشند و دفع آن كرده آن را دفع كنند ، ازيرا كه در عالم كمتر واقعه باشد كه نه پيش از آن مثل آن يا قريب بدان افتاده باشد ، و اعلم انى لم تصبنى « 1 » مصيبة * من الدّهر الا قد اصابت فتى مثلى كفى زاجرا للمرء ايام دهره * يروح له بالواعظات و يغتدى فائدة اخرى جهاتى كه بدان آدمى چيزى شناسد عقل است و حس و مشاهده ، و مسموعات از ابواب محسوسات بود ، و احوال عالم بطريق عقل نتوان دانست ، و يك شخص را از آدميان مساعدت نكند كه چندانكه مدت بقاى عالم است جمله احوال عالميان را مشاهده كنده ، پس طريق شناختن احوال و اخبار عالم و عالميان و طريق شناختن اقوال « 2 » و اخبار و آثار طريق تأمل است و تواريخ ، و فوايد آن از سمع مستنبط است . فائدة اخرى علم تواريخ علمى لذيذ است [ و ] مقبول ، فايدهء هشاشت و بشاشت بارزانى دارد و بملالت و سآمت كمتر ادا كند ، و خطوات خطرات از رسيدن بانتهاى آن عاجز نمانند ،
--> ( 1 ) نص ، لم اصبنى . ( 2 ) نص ، احوال .