علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

281

تاريخ بيهق ( فارسى )

نوعى از گرمه بود ، و حمشادى بدان نزديك بود ، و خربزه زمستانى نيكو خيزد در ديه افچنك و غير آن ، و در ديه باغن و دلقند خربزهء هندى ، و در ديه راز و كهناب خربزه بخارى و لارى و طبرى ، و در دلقند خربزهء كرنبه و اين نوعى از خربزهء سرخ خريفى بود . قصهء سروديه كشمر و سروديه فريومد زردشت كه صاحب المجوس بود دو طالع اختيار كرد « 1 » ، و فرمود تا بدان دو طالع دو درخت سرو بكشتند ، يكى در ديه كشمر طريثيث ، يكى در ديه فريومد . و در كتاب ثمار القلوب خواجه ابو منصور ثعالبى چنين آرد كه اين دو درخت گشتاسب ملك فرمود تا بكشتند . المتوكل على اللّه جعفر بن المعتصم خليفه را « 2 » اين درخت وصف كردند ، و او بناى « 3 » جعفريه آغاز كرده بود ، نامه نوشت « 4 » به عامل نيشابور خواجه ابو الطيب و بامير طاهر بن عبد اللّه بن طاهر « 5 » كه بايد آن درخت ببرند و بر گردون نهند و ببغداد فرستند و جمله شاخهاى آن در نمد دوزند و بفرستند ، تا درود گران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخها بميخ بهم باز بندند چنان كه هيچ شاخ و فرع از آن درخت ضايع نشود تا وى آن ببيند آنگاه در بنا به كار برند ، پس گبركان جمله جمع شدند و خواجه ابو الطيب را گفتند ما پنجاه هزار دينار زر نيشابورى خزانهء خليفه را خدمت كنيم ، در خواه تا ازين بريدن درخت « 6 » درگذرد ، چه هزار سال زيادت است تا اين درخت كشته‌اند ، و اين در سنهء اثنتين و ثلاثين و مأتين بود ، و از آن وقت كه اين درخت كشته بودند تا بدين وقت هزار و چهار صد و پنج سال بود ، و گفتند كه قلع و قطع اين مبارك نيايد و بدين انتفاع « 7 » دست ندهد ، پس عامل نيشابور گفت متوكل نه از آن خلفا و ملوك بود كه فرمان وى بر وى رد توان كرد ، پس خواجه ابو الطيب امير عتاب بن ورقاء الشاعر الشيبانى را - و او از فرزندان عمرو بن كلثوم الشاعر بود - بدين عمل نصب كرد ، و استادى دروگر « 8 » بود در نيشابور كه مثل او نبود ، او را حسين نجار گفتندى « 9 » ، مدتى روزگار صرف كردند تا ارهء آن بساختند و اسباب آن مهيا كردند « 10 » . و استدارهء

--> ( 1 ) نص ، و طالع اختيار كرد . ( 2 ) الخليفة را . ( 3 ) بنياد . ( 4 ) نبشت . ( 5 ) طاهر عبد اللّه طاهر . ( 6 ) تا از بريدن اين درخت . ( 7 ) نص ، مبارك و بدين انتفاع . ( 8 ) درودگر . ( 9 ) نص ، گفتند . ( 10 ) گردانيدند .