علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

279

تاريخ بيهق ( فارسى )

و از آن كاملتر ، و از طريق طب منافع و فوايد آن بيشتر است از منافع و فوايد نيشو « 1 » . ( هژدهم ) در كوه رزقن و كوه شاره و دربر ، اگر پرورنده « 2 » باشد ريباج « 3 » بود نيكوتر از آن كه در كوه نشابور بود . « 4 » ( نوزدهم ) در كوه طبس در حد بازقن معدن جمست « 5 » باشد . و در كوه شاره معدن زر و مس بغايت نيكو . ( بيستم ) در قصبهء خسروجرد و ديه ابارى انواع ميوه باشد از زردالوى پارسى سرخ و سپيد و بلبلى و سعيدى و گرمه و بوعمرى و ميوى و فضلوى و غير آن ، و انبرود تابستانى و زمستانى ، و انگور رئيسى « 6 » و سپيدشى « 7 » و طايفى و خسروانى و پرنيانى و ملاحى و زورابدى « 8 » و كيذكانى و كاولستانى « 9 » و سپيد بلخى و سياه لشى « 10 » و گرمهء كنارزى و فانيذ انگور و هريوه و سياه هريوه « 11 » و سليمانى و رازقى كه در نواحى نيشابور بدان كمال و لذت و گوارندگى هيچ ميوه نباشد . ( بيست و يكم ) در ديه كيذقان شفتالو باشد مانند شفتالوى خرو ، و شفتالوى زمستانى چنان كه در شهر رى ديده‌ام . ( بيست و دوم ) در ديه مهر و ديه ششتمد خامه باشد كه در هرات و بادغيس و جمله بلاد خراسان و مازندران مثل آن قلم نبود ، و از قلم تحرير در خراسان و مازندران بهترين آن بود كه در ديه مهر بيهق خيزد ، آنگاه آنكه در ديه ششتمد باشد ، آنگاه از آن ناقص‌تر قلم جرجانى ، و از آن باز پستر اقلام كه در نواحى هرات باشد . ( بيست و سيم ) « 12 » در ديه خسروآباد جامهء نمط قالى « 13 » بافند كه در خراسان مثل آن نبافند « 14 » .

--> ( 1 ) و فوايد اين بيشتر است از فوايد و منافع نشو . ( 2 ) نص ، اگر پرورده . ( 3 ) ريواج . ( 4 ) باشد . ( 5 ) ش ، بفتح اول و ثانى نوعى از سنك معدنى است . ( 6 ) ربيبى ( و شايد زبيبى باشد ) . ( 7 ) كذا و در نب سپيدستى نوشته ، و شايد شبى بمعنى زاجى باشد . ( 8 ) در نص بى نقطه و در نب وروراندى نوشته شده است . ( 9 ) نص ، كار ؟ ؟ ؟ ( 10 ) كذا و در نب لشتى نوشته و ظاهرا بشتى است منسوب ببشت و آن لغتى است در بست . ( 11 ) ش ، هراتى . ( 12 ) و سوم . ( 13 ) ش ، معلوم نيست چه نوع بافتنى بوده و بعيد نيست كه ( متقال ) محرف اين كلمه باشد . ( 14 ) نباشد .