علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
268
تاريخ بيهق ( فارسى )
مسعود كس فرستاد ، و سلطان مسعود بتعجيل ببيهق آمد ، و لشكر سلطان محمد كه بنيشابور « 1 » مىآمدند از مروالرود بازگشتند . ( واقعه ) در شهور سنهء تسع و عشرين و اربعمائة بعد از غارت بسيار چنان كه بهفت سال « 2 » بيرون قصبه كشت نكردند - كشتى كه بود در اندرون شاه ديوار بود - بر سلطان طغرل سلجوقى خطبه كردند ، درين « 3 » هفت سال گوشت گوسفند نخوردند ، آنگاه خواجه ابو سعيد را « 4 » برهء بدست آمد ، قربان كرد ، و اهل ناحيت را « 5 » در خنبرهها شوربا و گوشت فرستاد ، و ادام درين هفت سال گوشت آهو بود يا گوساله يا تخم مرغ ، و اين چيزها هم عزيز الوجود بود كه دانه و كاه گياه عزيز بود ، و تملك بر آن بود كه داخل شاه ديوار بود از باغها و حايطها و امثال اين . ( واقعه ) در ميان بازار قصبه « 6 » محاربه افتاد - شهر جنگ - اهل محلهء ميدان و محلهء سرديه را ، اسفريس و ميدان و كوى سيار از يك جانب بودند و اهل محلهء سرديه و شادراه و سراشغمبر « 7 » و نوقابشك از يك جانب ، خلق بسيار كشته آمد از هر دو جانب ، و جنگ بر در مسجد آدينه گسسته شد فى شهور سنة ست و ثمانين و اربعمائة ، * و چون جنگ ساكن شد مردمان حق تعزيت يكديگر بگذاردند و بر جنازههاى كشتگان نماز كردند ، و اين جنگ از جوانى خاست ابو الحسن فوجانى نام « 8 » . ( واقعه ) در سبزوار هم در ميان بازار محاربه افتاد ميان خدم سديد الدين مسعود مختار و خدم اجل جمال الدين الحسين بن على البيهقى من اولاد الكسائى النحوى ، و خلايق بسيار از هر دو جانب كشته آمد يوم الاربعاء الثالث من ذى القعدة سنة اثنتين و ثلاثين و خمسمائة . ( واقعه ) خصومتى افتاد در نيشابور ميان طايفهء كراميان و ديگر طوايف يوم الثلثاء الرابع عشر من صفر سنة تسع و ثمانين و اربعمائة ، و اصحاب امام ابو حنيفه و اصحاب شافعى مطلبى « 9 » رضى اللّه عنهما « 10 » جمله شدند ، مقدم حنفيان قاضى القضاة ابو سعيد محمد بن احمد بن
--> ( 1 ) كه ببيهق . ( 2 ) هفت سال . ( 3 ) و درين . ( 4 ) خواجه ابو سعيد بندار را . ( 5 ) و اهل قصبه و اهل ناحيت را . ( 6 ) در ميان قصبه در بازار . ( 7 ) و سراشغنبر . ( 8 ) از نشان ستاره تا اينجا در ( نب ) علاوه است . ( 9 ) نص ، و اصحاب مطلبى . ( 10 ) سا .