علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
258
تاريخ بيهق ( فارسى )
دست تو همچون سحاب است و زبان چون ذو الفقار * خاطرت درياى اخضر لفظ چون در ثمين گرگ نازان و گرازان باشد اندر دشت و در * بخت او گردد نگون چون شير بگشايد كمين آسمان خواهد كه همرنگ نگين او بود * ليك نتواند كه دارد آسمان زير نگين الحكيم ابو العلاء حمزة بن على المجيرى او از قصبهء فريومد بوده است ، نسبت او بلقب مجير الدولة الوزير باشد و او را « 1 » اشعار و قصايد بسيار است ، و از اشعار او اين دو بيت اثبات افتاد كه دايم ز جهان مباش با ولولهء * وز محنت او مگوى با كس گلهء كو مرحله ايست ما درو قافلهء * چه نيك و چه بد قافله را مرحلهء حكيم تاج الحكماء الموفق بن مظفر « 2 » القوامى هم از قصبهء فريومد است از شاگردان حكيم مجيرى ، و قصايد بسيار است قوامى را ، نسبت او بقوام الدين ابو القاسم الأنسابادى وزير عراق و خراسان باشد « 3 » ، و از اشعار او اين ابيات است ز بهر زينت عالم همى گردون كمر بندد * عروس باغ و بستان را همى پيرايه بربندد درخش از دو لب خندان همى بيجاده افشاند * سحاب از ديدهء گريان كنون عقد گهر بندد ز بس كاين گونه گون ديبا همى در يكدگر « 4 » بافد * ز بس كان گونه گون لؤلؤ همى بر يكدگر « 5 » بندد شكفته لالهء نعمان كنون چون لعبتى گردد * كه از بيجاده جامى را تهى بر فرق سر بندد الحكيم يحيى بن محمد الضيائى الفريومدى از اشعار او اين قصيده ديدم « 6 »
--> ( 1 ) در ( نب ) بجاى اين كلمه اين عبارت نوشته شده است : و در فريومد او را اعقاب بوده است ، و امير فخر الدين محمود بن يمين از جانب والده از فرزندان او باشد ، زيرا كه امير فخر الدين عربشاه بن محمد الفريومدى دختر زادهء شمس الدين محمد المجيرى است ، دختر فخر الدين عربشاه عصمة الدين ياقوت خاتون والدهء امير فخر الدين محمود بن يمين طيب اللّه ثراهم است . و حكيم ابو العلا را . . . . و اين عبارات بى شبهه از مصنف كتاب نيست ، چه ابن يمين صد و هشتاد و دو سال بعد از تاريخ تاليف اين كتاب وفات يافته است . ( 2 ) المظفر . ( 3 ) نص ، نسبت او بقوام الدين است ابو القاسم الانسابادى وزير عراق و خراسان . ( 4 ) نص ، بر يكدگر . ( 5 ) نص ، در يكدگر . ( 6 ) ديدم كه .