علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
241
تاريخ بيهق ( فارسى )
استخراج مىكند ، و نسخهء تقويم او به اطراف سفر مىكند و بدان اسباب معاش او را مددى مىباشد « 1 » ، و بيشتر چنان باشد كه منجمان حاذق بينا زيج در دست و تخته در پيش در حساب خطا كنند ، و اين امام را بىبصر و نظر « 2 » خطا نيوفتد ، و ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم . لو لا عجائب صنع اللّه ما نبتت * تلك الفضائل فى لحم و لا عصب « 3 » الحكيم داود الطبيب مولد او نيشابور بوده است ، و در اصل يهودى بوده است ، پس بدين اسلام رغبت كرد ، و او را در قصبه ارتباط كردند ، و مردى بوده است عالم به حساب نجوم و طبيبى حاذق و معالجى نادر با حدسى « 4 » صائب ، و معالجات او چنان بوده است كه الهام الهى املا كند ، و فراستى داشته است عظيم كه بيمارى را كه مرض او مرض موت بودى معالجت نكردى و خويشتن از آن كشيده داشتى ، و كتابى ديدهام كه شاگرد او حكيم حسين كرجى كه از فحول شاگردان او بود از نوادر معالجات او جمع كرده بود مانند كتاب التجارب عن محمد بن زكريا ، توفى الحكيم داود فى شهور سنة ثمانين و اربعمائة ، و العقب منه محمد و هو فى الاحياء فى محلة اسفريس . الحكيم على بن محمد الحجازى القائني مولد او شهر قاين بوده است « 5 » ، و چون قاين خراب شد با نيشابور انتقال كرد ، و آنجا به امام عمر خيام و غير او اختلاف داشته است « 6 » در طب و غير آن ، پس امير رئيس اجل شهيد شمس المعالى ابو الحسن على بن الحسين بن المظفر الجشمى رحمه اللّه او را در ناحيت ارتباط كرد ، و بمعالجات او بيماران تشفى جستند ، و او از مجالس ملوك حظوت و نواخت و خلعت بسيار يافت ، و او را تصانيف است چون كتاب مفاخر اتراك كه بنام سلطان اعظم سعيد سنجر ساخته است ، و در طب او را رسايل
--> ( 1 ) باشد . ( 2 ) و بى نظر . ( 3 ) اين ترجمه و هشت ترجمهء بعد از آن در ( نب ) به ترتيبى متفاوت با ترتيب متن نوشته شده است ، بحاشيهء آخر ترجمهء نهم رجوع كنيد . ( 4 ) نص ، با حديثى . ( 5 ) نص ، مولد او از شهر فاين بود . ( 6 ) اختلاف داشته بود .