علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
235
تاريخ بيهق ( فارسى )
فثم فضل اللّه سبحانه * و ههنا « 1 » فضل ابى الفضل و توفى ذلك الامام الكامل * قدس اللّه روحه و غفر له « 2 » يوم الثلثاء الثامن عشر من محرم سنة اربع و اربعين و خمسمائة ، و در مرض موت به من نامهء نوشت « 3 » در آخر نامه نوشته كه « 4 » مانند يكى جامم آزرده بدست * ناگه شنوى خبر كه آن جام شكست من اين معنى در قطعهء بيان كردم و گفتم ايا مسعود انك قلت يوما * اعيش و عذب ايامى اجاج و دائى صار مقرونا « 5 » بشيبى * و داء الشيب ليس له علاج و يشبهنى زجاج فيه صدع * ستسمع ان قد انكسر الزجاج و مرض موت او جرب مثانه بود با وجعى ناخس ، چنين شنيدم كه در وقت سكرات لفظ اللّه برد و ناخن خويش نوشته بود « 6 » و در آن مىنگريست تا جان بقابض الارواح تسليم كرد ، و يكى از فضلا در مرض موت نزديك وى رفته بود « 7 » و ادب مسائلة العليل بجاى آورده ، اين امام رحمه اللّه گفته بود كه خوش سفرى در پيش دارم ، بعالمى مىروم كه آنجا ظلم نيست ، لا ظلم اليوم ، هراس من از عدل است و اميد بفضل است ، و عالمى را « 8 » وداع مىكنم كه بيم از ظلم است و بعدل و فضل هيچ اميد نيست ، اگر هيچ نيست نه مرجع و مآب من با رب العزة است ، اللهم حقق امله و اصلح عمله و اغفر له و لنا برحمتك يا ارحم الراحمين ، و او در ادب اختلاف به امام الحسن الغازى داشته بود و در فقه به فرزند او شمس الائمة ابو القاسم اسماعيل ، آنگاه به امام حجة الاسلام محمد غزالى ، آنگاه به پدر من شمس الاسلام رحمهم اللّه . الامام جمال الاسلام الحسين بن ابى العباس محمد بن الحسن الفوران اين امام حسين فوران از شاگردان امام ابو محمد جوينى پدر امام الحرمين بود ، و از فرزندان الحسين بن فوران النيشابورى بود ، كه روايت كند از عيسى بن
--> ( 1 ) نص ، فهبهنا . ( 2 ) غفر اللّه له . ( 3 ) نبشت . ( 4 ) نوشته بود كه . ( 5 ) نص ، مقرون . ( 6 ) نبشته بود . ( 7 ) نزديك او شده بود . ( 8 ) نص ، عالمى را .