علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

83

تاريخ بيهق ( فارسى )

شكر درخت بوستان مزيد احسان « 1 » بود ، كه امروز سورى ناگزران اين دولت است ، و مدت اين دولت به آخر رسيده است « 2 » ، بسياست و تأديب با وى خطابى نتوان كرد . خواجه ابو الحسن گويد من بر قانون وصيت او برفتم و عقد اين شكر نظم دادم . سورى بيرون آمد و مرا گفت « 3 » اى خواجه نعمت صادر ناشده را شكر مىپيوندى ، عجيب حالتى و بديع صفتى است « 4 » ، اسأنا اليكم ثم انتم شكرتم * اساءتنا هذا لدى « 5 » عجيب و ان امرءا يهدى اليكم كرامة * و برا و يرعى حقكم لمصيب و حالى آن سى هزار درم را كه از من ستده بود عوض داد و بدل نوشت « 6 » ، و آن واقعه بنيكوترين وجهى ختم افتاد ، و از آن نجات يافتم نجات شمشير از دست صيقل . و غرض از تقرير « 7 » حال خواجه ابو الحسن « 8 » بر سبيل تفصيل آنست كه وى از بيهق بود از ديه انكو ، و پدر فقيه اجل بود ، و فقيه اجل جد امير رئيس اجل ضياء الدين محمد بن على بن الحسين بن المظفر « 9 » بود ، و ازين خاندان درين ناحيت فرعى است شامخ « 10 » . خاندان مهلبيان ابو صفره از يمن بود و صحابى « 11 » ، و امير يمن بود از جهت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام « 12 » در عهد خلافت وى . و مهلب هم صحابى بود ، و او را از حضرت مصطفى صلوات اللّه عليه هم شرف رؤيت بود هم شرف روايت ، چنان كه ياد كرده آمد « 13 » . و امير خراسان يزيد بن مهلب هم از تابعين بود ، و احاديث از انس بن مالك روايت كند ، و انس خادم مصطفى بود عليه السلام « 14 » .

--> ( 1 ) بوستان احسان . ( 2 ) رسيده . ( 3 ) و گفت . ( 4 ) صنعتى است . ( 5 ) نص ، الذي . ( 6 ) نبشت . ( 7 ) تحرير . ( 8 ) خواجه ابو الحسن بن اسحاق . ( 9 ) محمد بن على بن المظفر . ( 10 ) فرعى شامخ است . ( 11 ) و صحابى بود . ( 12 ) عليه الصلاة و السلام . ( 13 ) عت . ( 14 ) مصطفى صلوات اللّه عليه و آله بود .