علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
80
تاريخ بيهق ( فارسى )
بضربت نوايب « 1 » خسته است و از جهت شربت مصايب علايق او از دولت گسسته ، او را بذل حجاب مبتلا گردانيدن - خاصه كه منزلى از ديه نزلاباد تا اينجا « 2 » قطع كرده باشد - لايق كرم و سيادت نباشد ، فان الحريخاف بواب الدّار كما يخاف عذاب النار . رئيس حمزه مرا گفت « 3 » صدقت فيما نطقت ، و ليكن من از طريق فراست در آن پسر او چنين كه مىنگرم « 4 » صورت او عنوان نامهء اقبال مىبينم ، و او را مىبينيم از تكبر بدان دولت نارسيده كه مىپندارد كه جبريل « 5 » او را زير پر دارد يا خورشيد رخشنده بر فرق سر دارد « 6 » ، لا تسال « 7 » المرء عن ضمائره * فى وجهه شاهد من الخبر طبع من بمجالست با وى سماحت نمىنمايد ، اگر خواجه ابو الحسن تنها مىآيد عزيز و مكرم است و بواب بحجب با وى « 8 » منازعت نكند « 9 » . پس خواجه ابو الحسن تنها درآمد و رئيس را وداع كرد و گفت بجانب غزنى مىروم كه مرا با وزير احمد بن عبد الصمد العباسى حقوق ممالحت و مجالست است و مىترسم كه ناگاه مسببان چون لعنت كه بر ابليس فرود آمد يسر من فرود آيند . و بجانب غزنى « 10 » رفت . پس اتفاق چنان افتاد كه خواجه ابو الحسن بندار بغزنى « 11 » رسيد در كنف سلامت ، و حالى استحمام مهم دانست ازالت اوضار و اوساخ و ادناس و وعثاى سفر را ، چون از استحمام فارغ گشت بر در گرمابه سورى با غلامان بوى رسيدند ، سورى « 12 » او را بشناخت ، گفت اتتك بجائن رجلاه « 13 » ، كار بر ما آسان شد ، فرمود تا او را بگرفتند و باز داشتند ، و او مىگفت
--> ( 1 ) نص ، نوابت . ( 2 ) نص ، باينجا . ( 3 ) نص ، گويد . ( 4 ) و ليكن من از طريق فراست در آن پسر او چنين كه من نگرم . ( 5 ) كه مىپندارد مگر جبرئيل . ( 6 ) نص ، بر فرق دارد . ( 7 ) نص ، لا يسال . ( 8 ) با وى بحجب . ( 9 ) نص و نب ، نكنند . ( 10 ) غزنين . ( 11 ) بغزنين . ( 12 ) نص و نب ، سوارى . ( 13 ) ش ، حائن بمعنى اجل رسيده و بحاء مهمله است و بعضى بغلط ( بخائن ) مىنويسند و مىخوانند .