ميرزا شمس بخارايى
67
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ذكر سلطنت يا حكمرانى امير مير حيدر پسر امير شاه مراد پس از فوت امير شاه مراد و چگونگى حالات او در زمان حكمرانى پس از آنكه امير شاه مراد جهان را بدرود گفت و امناى دولتش كار او را پرداختند ، قرار دادند كه مجلسى منعقد نموده هر كه را از پسران او بخواهند به حكمرانى و سلطنت بردارند . پس متفقا در يك جا جمع شده ، چنان مصلحت ديدند كه امير مير حيدر را به فرمانفرمايى برداشته ، زمام و اختيار مملكت را به او سپارند . هم در آن ساعت پيكى در كمال استعجال به كارشى فرستاده و مير حيدر را از فوت امير شاه مراد و تعجيل در آمدن بخارا آگاهى دادند ، مير حيدر نيز بيدرنگ و با كمال عجله با چند تن از خاصّان خود طريق بخارا را پيش گرفته با شتاب هر چه تمامتر به حوالى بخارا رسيد . امناى لشكر و كشور چون از رسيدن امير آگاه گرديدند با كبكبه و احتشام او را استقبال نموده وارد بخاراش كرده ، پس از آنكه لازمهء پذيرايى از او به عمل آمد ، تمام وزراء و سركردگان ، سلسلهء اطاعت او را بر گردن نهاده و به خدمت او كمر بر بستند و به سلطنت و حكمرانى تهنيت سرودند و از امير استدعا نموده ، معروض داشتند كه عمارت وارگى در خور سلطنت خود بنا نمايد ، ايّام خود را در آنجا بگذراند و ترك عمارات سلطنتى چنگيزخانى را بگويد . امير مير حيدر ملتمس وزراء را به اجابت مقرون داشته به حكيم « 1 » كوشبيگ كه وزير اعظم بود ، فرمان نمود كه به جهت مقرّ حكمرانى و جلوسش عمارت جداگانهوارگى بزرگ به تعجيل بنا نمايد . پس معماران چابك دست مشغول كار شدند و هم به وزير بزرگ حكم نمود كه ملبوس و خلاع فاخره از هر قبيل منسوجات تدارك نمايد و به جهت روز جلوس از هر گونه اطعمهء لذيذه حاضر و به جهت سفرهء مخصوص امير همه روزه
--> ( 1 ) . اساس : حاكم ، با توجّه به تاريخ خانات آسياى مركزى و صفحات بعد تصحيح شد .