ميرزا شمس بخارايى

28

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

تاريخنگاران كمك شاه عبّاس به فرمانرواى بخارا را به چند وجه نقل كرده‌اند : به نوشتهء تاريخنگاران ايرانى ، ولى محمّد خان انتظار داشت كه شاه عبّاس سپاهى گران با وى همراه سازد تا سلطنت از دست رفته را از حريف خود باز پس ستاند . ولى شاه عبّاس صفوى به بهانهء يورش تركان عثمانى به آذربايجان به او كمك مؤثرى نكرد و از وى بخواست تا سال آينده ، يعنى تا زمانى كه صلح پايدار با دولت عثمانى برقرار شود ، در ايران بماند . در حالى كه تاريخ نويسان بخارايى شمار نيروهاى كمكى شاه عبّاس به ولى محمّد خان را به هشتاد هزار تن و تاريخنگاران هندى با قيد شمار نيروى اندك ياد كرده‌اند . « 1 » چون هنوز شاه عبّاس ترديد داشت ، بنابر اين چند فوج خراسانى را براى پيروزى كافى دانست و تأكيد داشت كه ديگر نيازى به اعزام سپاه شاهى نيست . گفت و گو ميان شاه و خان در چنين مرحله‌اى بود كه به اصفهان خبر رسيد كه گروهى از امراى اوزبك بخارا به مرزهاى مرو رسيده ، در انتظار بازگشت ولى محمّد خان و به سلطنت رساندن دوبارهء وى هستند . خان بخارا براى بازگشتن لحظه‌اى درنگ نكرد و حتى شاه عبّاس نتوانست وى را از اين كار باز دارد . هدف شاه عبّاس از اين كار ، اين بود كه بتواند در آينده در سياست ماوراء النهر ايفاى نقش كند . امّا انديشهء ولى محمّد خان ، صرفا ، بازگشت به ماوراء النهر و به دست آوردن تاج و تخت و پس گرفتن محبوبترين همسر عقدى خود ، آى خانم ، بود كه خان اوزبكان چهار جوى او را به امام قلى خان تحويل كرده بود . رفتار امام قلى خان چيزى جز زياد كردن كينه و انگيزه‌اى انتقامجويى در ولى محمّد خان نبود . به هر حال ، شاه در برابر احساس و شوق ولى محمّد خان به بازگشت ، وادار گرديد تا به او رخصت دهد ؛ امّا او را موجب ناكاميهاى خود در آينده خواند . از اين رو پيش از حركت وجهى نقد ، شمارى اسب و قاطر و وسايل سفر داده و به حاكم مرو فرمان داد ، عده‌اى سواره نظام به جهت همراهى وى در اختيارش قرار دهند . محراب خان ، حاكم مرو ، پانصد سوار در اختيار ولى محمّد خان قرار داد و او چهار جوى را به تصرف خود

--> ( 1 ) . زندگانى شاه عبّاس اوّل ، ج 1 / 139 ؛ روضة الصفاى ناصرى ، ج 8 / 407 ، 408 ؛ تاريخ عباسى / 434 - 448 ؛ شاه جهان نامه ، ج 1 / 255 ، 256 ؛ منتخب اللباب ، ج 1 ، حصه اوّل / 261 ؛ كشكول سليمى / 246 ؛ تاريخ افغانستان / 104 .