ميرزا شمس بخارايى

261

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

غرب مىپيچيد ، سرحدّ دو كشور شناخته شود . از خواجه سالار به طرف غرب چنين فيصله شد كه خط سرحدّى به استقامت سرحدّ ايران امتداد يابد به طورى كه آندخوى و ميمنه را در خاك افغانستان بگذارد و مرو و اراضى تركمن نشين مجاور آن را در خارج افغانستان ، اين موافقتنامه كه در تعيين حدود شمالى افغانستان نقش مهم داشت ، توسط پيام 31 ژانويه 1873 م ، پرنس گورچاكوف صدر اعظم روسيه عنوانى حكومت انگليس مسجّل گرديد و به وسيلهء آن انگليسيان دو منظور آتى را تعيين نمودند كه امكان تعرّض آن دولت به افغانستان به عنوان معلوم نبودن سرحدّ به حدّ اقل تنزّل كند و زمينه براى تعيين خطّ اصلى سرحدّ در محل در سالهاى بعد آماده گردد . دوم : روسيه تصديق كرد كه افغانستان منطقهء بىطرف و خارج ساحهء نفوذ آن كشور باشد » . افغانستان در پنج قرن اخير ، ج 1 ، قسمت اوّل / 336 ، 337 . پس از مرگ امير شير على خان 1296 ه . ق / 1879 م ، افغانستان بار ديگر گرفتار جنگهاى خانگى گرديد . در اين هنگام عبد الرّحمان خان كه در سمرقند در حال تبعيد به سر مىبرد به دعوت انگليسها و اجازهء روسها وارد افغانستان شد و در سال 1297 ه . ق / 1880 م ، بر تخت سلطنت كابل نشست . امير پس از برقرارى آرامش و امنيّت داخلى ، در سال 1884 م ، متوجه بدخشان شد ؛ در اين وقت حكومت بدخشان ميان چند نفر تقسيم شده بود : حكومت بدخشان در دست شاهزاده حسن فرزند مير شاه بود كه در فيض آباد اقامت داشت و مير محمّد عمر در رستاق و مير بابه بيگ در كشم و مير سلطان مراد در قطغن حكومت داشتند . امير عبد الرّحمان پس از برچيدن فئوداليزم در سرزمينهاى شمال افغانستان ، با وساطت حكومت انگليسى هند براى تعيين خط مرزى با روسيه وارد مذاكره شد . در حالى كه هيئتهاى روس و انگليس براى تعيين حدود مرزى در راه بودند ، كه سپاهيان امير در سال 1884 م ، روشان و شغنان را تصرف كردند . چون اين اقدام با موافقتنامهء قبلى روس و انگليس كه امير شير على خان نيز با آن موافقت كرده بود ، منافات داشت ، « لاردين » ويسراى هند در موضوع مداخله كرده ، توسط نامه‌اى به امير توصيه كرد تا از آن منصرف شود . علّت اصلى اين حركت امير درست معلوم نيست ، امّا چون در اين وقت