ميرزا شمس بخارايى

220

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

« زنده‌نه » - كه در گويش عاميانهء مردم آن ديار به معنى « همه كشته شده » است - گرفته شده . ر ك : مردم گياه ، س 1 ، ش 2 / 63 . اين نام به صورت « زندنى » و « زنده‌نى » نيز آمده است . رشحات عين الحيات ، ج 1 / 162 ؛ تاريخ خانات آسياى مركزى / 77 ؛ يادداشت‌هاى عينى ، ج 2 / 281 و ج 4 / 656 . ابو بكر نرشخى از كهندژ و كرباس منسوب به آن - كه در آن روزگار به نام زندنيجى معروف بود - ياد كرده است . تاريخ بخارا / 22 . پس از چيرگى مغولان بر ماوراء النهر ، بخارا به هفت « تومن » تقسيم شده بود كه زندنه مركز يكى از آن هفت « تومن » بود و تا زمان تسلط روسها مستقيما از جانب امير بخارا اداره مىشد . آبيارى در تركستان / 169 . تا نيمهء نخست سدهء 20 ميلادى زندنهء باستانى ريخت پيشينهء خود را تا اندازه‌اى نگاه داشته بود ؛ امّا پس از آن كم كم خراب گرديد . در حال حاضر از زندنهء باستانى جز تپه‌هاى خراب شده ، چيز ديگرى باقى نمانده است . اكنون « ديهه زندنه » - با همين نام - مركز شوراى محلى ناحيهء پيشكو مىباشد كه از پنج شوراى محلّى و ده « كلخوز » و دو « سوخوز » تشكيل يافته و جزو جمهورى ازبكستان است . مردم گياه / 63 . 135 / 11 - وافكند مير عبد الكريم بخارى نام اين شهر را با ريخت « وابكند » آورده و آن را جزو هفت « تومن » بخارا شمرده است . تاريخ خانات آسياى مركزى / 77 . مولانا فخر الدين على كاشفى منسوبات به آن شهر را به صورت وابكنى آورده است و دربارهء آن چنين مىنويسد : « ده بزرگ است و مشتمل بر چندين ده و مزرعه و سه فرسنگ از شهر بخارا دور است » . ولى ابن بطوطه از آن با ريخت « وبكنه » ياد كرده و مسافت آن را تا بخارا يك روزه راه دانسته است . رشحات عين الحيات ، ج 1 / 59 ؛ سفرنامهء ابن بطوطه ، ج 1 / 422 ، 443 . نام اين شهر با ريخت وابكند ، در روزگار امير سيّد عالم خان ( 20 - 1910 م . ) واپسين امير بخارا يكى از تومانهاى مهم بخارا شمرده مىشد . تاريخ حزن الملل بخارا / 18 .