ميرزا شمس بخارايى
218
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
يكى از مراكز عمدهء دامدارى و صادرات پشم شمرده مىشود . شناسنامهء افغانستان / 74 ؛ جغرافياى شهرى در افغانستان / 143 ، 144 . 135 / 11 - رامى تانسكوى نام روسى شهر راميتن باستانى است كه پس از تسلط روسها بر بخارا ، به اين نام معروف شده . ابوبكر نرشخى به نقل از خزاين العلوم نيشابورى دربارهء پيشينهء تاريخى آن چنين مىنويسد : « رامتين كندزى بزرگ دارد و ديهى استوار است و از شهر بخارا قديمتر است . و در بعضى كتب بخارا آن ديهه را خواندهاند و از قديم باز مقام پادشاهان است . و بعد از آنكه بخارا شهر شده است ، پادشاهان زمستان بدين ديهه باشيدهاند . و در اسلام همچنين بوده است . و ابو مسلم چون به بخارا رسيده است ، بدين ديهه باشيده و مقام كرده است . و افراسياب بنا كرده است اين ديهه را . و افراسياب هر گاهى كه بدين ولايت آمده جز بدين ديهه به جاى ديگر نباشيده است . و اندر كتب پارسيان چنان است كه وى دو هزار سال زندگانى يافته است . و وى مردى جادو بوده است و از فرزندان نوح ملك بوده است . و وى داماد خويش را بكشت كه سياوش نام داشت . و سياوش را پسرى بود كيخسرو نام ، وى به طلب خون پدر بدين ولايت آمد با لشكر عظيم ، افراسياب ديههء راميتن را حصار كرد و دو سال كيخسرو برگرد حصار با لشكر خويش بنشست و در مقابلهء وى ديهى بنا كرد و آن ديهه را رامش نام كرد و رامش براى خوشى او نام كردند و هنوز اين ديهه آبادان است . و در ديههء رامش آتش خانهاى نهاد . و مغان چنين گويند كه آن آتشخانه قديمتر از آتشخانههاى بخارا است . و كيخسرو بعد دو سال افراسياب را بگرفت و بكشت . و گور افراسياب بر در شهر بخارا است به دروازهء معبد ، بر آن تلّ بزرگ كه پيوسته به تلّ خواجه امام ابو حفص كبير است . و اهل بخارا را بر كشتن سياوش سرودهاى عجب است و مطربان آن سرودها را كين سياوش گويند و محمّد بن جعفر گويد كه از اين تاريخ سه هزار سال است » . تاريخ بخارا / 23 ، 24 ؛ ارباع خراسان / 485 . جغرافيانگاران اسلامى نام اين شهر را با ريختهاى گوناگون آوردهاند ؛ مقدّسى به ريخت آرياميثن آورده و آن را « بخاراى قديم » خوانده و افزوده است كه در روزگار وى