ميرزا شمس بخارايى
215
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
پرداخته و سپس افزوده : « در قديم به طالقان اشتهار داشته ، آب و هواى خوشگوار و سازوار دارد و مرغزارها و جلگههاى دلگشا و فرح افزا . شهرش در هامونى افتاده گشاده ساخت و قريه جاتش به قرب يكديگر و نزديك به شهر واقع شده . در حوالى آن غارى است [ كه ] چند تن در آن خفتهاند ؛ چنانچه هيچ فتور در اعضا ، بلكه در اكفانشان راه نيافته و مردم آنجا ايشان را اصحاب كهف دانند . جمعى از سادات آنجا متوطناند كه خرقهء پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلم - به ارث در ميان ايشان است و راقم به شرف طواف آن فايز گشته . در گريبان آن خرقه ، رقعهء سبز پيوند كردهاند و چنان مشهور است كه آن پيوند را امام جعفر صادق - رضى اللّه عنه - زدهاند . بحر الاسرار / مجلهء آريانا ، س 32 ، ش 3 ، / 119 . نادر شاه افشار در سال 1153 - 1154 ه . افغانستان و ماوراء النهر را به متصرفات خود افزود . بيان واقع / 67 . پس از مرگ احمد شاه درّانى - يكى از جانشينان نادر - در سال ( 1773 - 1747 م ) حكومت تازه پاى وى چند پاره شد و به دست رقيبان قدرتمند افتاد ؛ ديرى نگذشته بود كه حكومتهاى محلّى در شهرهاى : قندز ، ميمنه و آقچه به وجود آمد و نهايتا در سال 1859 م ، ميان افغانستان و بخارا قراردادى به امضاء رسيد كه بر اساس آن رود آمو ، مرز ميان دو كشور تعيين گرديد و ميمنه به افغانستان واگذار شد و امير نيز در همان سال آنجا را به قلمرو خود افزود . ر ك : تعليقات سلاطين منغيتيه / 253 ؛ سراج التواريخ ، ج 1 / 237 ؛ جغرافياى شهرى در افغانستان / 20 ، 21 . امّا پندار كستنكو كاپىتن ( 1291 ه . / 1874 م ) بر اين است كه مردم ميمنه در برابر سپاه دوست محمّد از خود پايدارى نشان دادند و امير نتوانست آنجا را متصرّف شود . كاپىتن كه به ذكر اين حمله پرداخته ، گويد : « اين خاننشين 18 ميل عرض و 20 ميل طول دارد و جز پايتخت ، ده پارچه ده دارد كه هر يك براى منزل و توقّفگاه [ مردمان ] صحراگرد ايالات مركزى است . پايتخت اين ولايت 1500 باب خانهء محقّر دهاتى و يك حصار بىخندق دور آن كشيدهاند كه چهار دروازه دارد . لشكر دايمى اين مملكت 1500 سوار و 1000 پياده است و خان اين ولايت در صورت لزوم جنگ در زمان قليل مىتواند از 8000 الى 10000 نفر قشون جمعآورى نمايد . شمارهء سكنهء اين ولايت با عدّهء ايلات به يكصد هزار نفر مىرسد . ساكنين اين