ميرزا شمس بخارايى

199

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

از دختران ابو الفيض خان يكى را به ازدواج خود و ديگرى را به زنى عليقلى خان ، برادرزادهء خود در آورد ؛ كه نظر مذكور گفتهء ميرزا شمس بخارايى نويسندهء كتاب ما را نيز تأييد مىكند . ر ك : كشكول سليمى / 252 . 127 / 4 - اسكندر خان ولى النعم تاريخنگار ناشناختهء ظفرنامهء خسروى از او به نام « اسكندر دادخواه » نام برده است كه پس از مرگ برادرش ، خواجه قلى ، در سال 1266 ه . / 1849 م ، به حكمرانى شهر سبز رسيد و خود را « اسكندر ثانى » لقب داد و تا شش سال در برابر يورش پياپى امير نصر اللّه ايستادگى كرد . ولى سرانجام در نبردى كه به سال 1272 ه . / 1855 م ، بين امير بخارا و اسكندر خان رخ داد ، اسكندر شكست خورد و به اسارت امير در آمد و بدينگونه شهر سبز سقوط كرد و ضميمهء سرزمين بخارا گرديد ؛ امّا نويسندهء كتاب از ازدواج امير با خواهر اسكندر اطلاعاتى نمىدهد . ر ك : ظفرنامهء خسروى / - 140 تا - 143 . 127 / 11 - قصبهء كتاب بارتولد موقعيّت اين شهر باستانى را در يك فرسنگىكش ، بر كرانهء رود « ايزل سو » ذكر كرده است . ر ك : تركستان نامه ، ج 1 / 309 . ابن حوقل در وصف كش مىنويسد : شهرى است كه قهندز و قلعه و ربض و شهرى ديگرى پيوسته به ربض دارد . صورة الارض / 228 . لسترنج بر اين باور است كه شايد شهر پيوسته به ربض همان « كتاب » باشد كه در گذشته آن را « مصلّى » مىگفتند . سرزمينهاى خلافت شرقى / 498 . در ميانهء سدهء 18 م / 12 ه . از قلاع كتاب و چركچى و سنگفروش و قوشچى ياد شده است . محمّد رحيم منغيتى در سال 1166 ه . / 1752 م ، شهر سبز را به زير فرمان خويش در آورد و دستور داد تا قلاع كتاب و قوشچى را خراب كنند و به ساكنان آن اجازه داد تا به شهر سبز بازگردند ؛ ولى ديرى نگذشته بود كه قلعهء كتاب دوباره احياء شد . آبيارى در تركستان / 182 ، 183 ؛ تاريخ سلاطين منغيتيه / - 5 - - 59 . در روزگار امير مظفر منغيتى ( 1860 / 1885 م ) كتاب ولايتى بود آبادان كه از خود برج و بارويى داشت .